
اين محصول يكي از بهترين محصولات مراقبتي موي سر مي باشد كه براي اولين بار در ايران عرضه شده است. اين محصول داراي پايه ي گياهي بوده و نه تنها ضرري به موهاي شما ندارد بلكه مفيد نيز مي باشد.
فرمول اين شامپو در مركز تحقيقات بين المللي و طي تحقيقات بسيار زياد بر اساس خصوصيات موي سر مردان شرقي بدست آمده و پس از چندين بار تست و آزمايش به عرضه در آمده است.
تنها محصولي كه فقط در 10-15 دقيقه موهاي سفيد شما را پوشش مي دهد و شما راجوانتر از هميشه نشان مي دهد.
برخي از امكانات و قابليتها
از بين بردن سفيدي مو براي هميشه
جواني خود را حفظ كرده و هرگز چهره پير را براي خود نبينيد
روي رنگدانه هاي مو تاثير گذاشته و آنها را به رنگ طبيعي خود باز مي گرداند
حتي نياز به دكلره نيست
باعث تقويت مو و ضد شوره
اين محصول ويژه را يكبار تجربه كنيد !!
طريقه مصرف:
نحوه استفاده از اين محلول به سادگي استفاده از شامپوهاي معمولي بوده و نياز به هيچگونه مواد اضافي ندارد.
فقط كافيست اين شامپو را به موهايتان بزنيد و به مدت 7-10 دقيقه ماساژ دهيد ( در صورتيكه موهاي شما ضعيف مي باشد به مدت بيشتري ماساژ را ادامه دهيد. ) و سپس با اب آبكشي نماييد.

کار ما نیست شناسایی “راز” گل سرخ ،
کار ما شاید این است
که در “افسون” گل سرخ شناور باشیم.
پشت دانایی اردو بزنیم.
دست در جذبه یک برگ بشوییم و سر خوان برویم.
صبح ها وقتی خورشید ، در می آید متولد بشویم.
هیجان ها را پرواز دهیم.
روی ادراک فضا ، رنگ ، صدا ، پنجره گل نم بزنیم.
آسمان را بنشانیم میان دو هجای “هستی”.
ریه را از ابدیت پر و خالی بکنیم.
بار دانش را از دوش پرستو به زمین بگذاریم.
نام را باز ستانیم از ابر،
از چنار، از پشه، از تابستان.
روی پای تر باران به بلندی محبت برویم.
در به روی بشر و نور و گیاه و حشره باز کنیم.
کار ما شاید این است
که میان گل نیلوفر و قرن
پی آواز حقیقت بدویم.

سهراب سپهری ( ۱۵ مهر ۱۳۰۷ در کاشان – ۱ اردیبهشت ۱۳۵۹ در تهران) شاعر و نقاش ایرانی بود. او از مهمترین شاعران معاصر ایران است و شعرهایش به زبانهای بسیاری از جمله انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی و ایتالیایی ترجمه شده است. وی پس از ابتلا به بیماری سرطان خون در بیمارستان پارس تهران درگذشت.
شاید این آب روان ، می رود پای سپیداری ، تا فرو شوید اندوه دلی
دست درویشی شاید ، نان خشکیده فرو برده در آب
زن زیبایی آمد لب رود
آب را گل نکنیم
روی زیبا دو برابر شده است
!چه گوارا این آب
!چه زلال این رود
!مردم بالا دست ، چه صفایی دارند
!چشمه هاشان جوشان ، گاوهاشان شیر افشان باد
من ندیدم دهشان
بی گمان پای چپرهاشان جا پای خداست
ماهتاب آنجا ، می کند روشن پهنای کلام
بی گمان در ده بالا دست ، چینه ها کوتاه است
مردمش می دانند ، که شقایق چه گلی است
بی گمان آنجا آبی ، آبی است
غنچه ای می شکفد ، اهل ده با خبرند
!چه دهی باید باشد
!کوچه باغش پر موسیقی باد
مردمان سر رود، آب را می فهمند
گل نکردنش ، ما نیز
آب را گل نکنیم

فروغ فرخزاد در دیماه سال ۱۳۱۳ در محله امیریه تهران از پدر و مادری تفرشی پا به عرصه وجود نهاد. پدرش محمد فرخ زاد یک نظامی سختگیر بود و مادرش زنی ساده و خوش باور.
او فرزند چهارم یک خانواده نه نفری بود. چهار برادر به نامهای امیر مسعود، مهرداد و فریدون و دو خواهر به نامهای پوران و گلوریا.
آشنایی با فروغ فرخزاد
اولین مجموعه شعر او به نام ” اسیر ” در سال ۱۳۳۱ در سن ۱۷ سالگی منتشر می گردد. کم و بیش اشعاری از او در مجلات به چاپ می رسد.
با به چاپ رسیدن شعر ” گنه کردم گناهی پر ز لذت” در یکی از مجلات هیاهوی عظیمی بپا می شود و فروغ را بدکاره می خوانند و از آن پس مورد نا مهربانی های فراوان قرار می گیرد.
مجموعه های از کارهای فروغ فرخزاد
الف : مجموعه شعر
ـ اسیر ۱۳۳۱
ـ دیوار ۱۳۳۶
ـ عصیان ۱۳۳۸
ـ تولدی دیگر ۱۳۴۱
و مجموعه نا تمام ( ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد)

شب رفتن تو تسبیح از دست گلدونا افتاد
قلب آرزوهام انگار واسه ی همیشه وایساد
شب رفتن تو غربت جای اونجا اینجا پیچید
دل تو بدون منظور رفت و خوشبختیم رو دزدید
شب رفتن تو دیدم یکی از قناریا مرد
فرداش اما دست قسمت اون یکی رم با خودش برد
شب رفتن تو چشمات راست راستی چه قهری داشتن
این همه آدم،چرا من؟پس با من چه فرقی داشتن؟
دانلود شعر زیبای صوتی از مریم حیدر زاده >>> شب رفتن تو
شعر زیبای زیر بهمراه چند شعر دیگر در این مجموعه صوتی قرار دارد
اگر این اشعار مورد علاقه کاربران عزیز می باشد ، بفرمایند که بقیه آثار این هنرمند شاعر نیز در سایت قرار بگیرد
شب رفتنت عزیزم هرگز از یادم نمی ره
واسه هر کسی که می گم قصش رو آتیش می گیره
دل من یه دریا خون بود،چشم تو یه دنیا تردید
آخرین لحظه نگاهت غصه داشت باز ولی خندید
شب رفتنت یه ماهی توی خشکی رفت و جون داد
زلزله خیلی دلا رو اون شب از غصه تکون داد
اما اون شب شیشه های خونه رو زدن شکستن
پا با پام عکسای نازت اومدن تا صبح نشستن
تو چرا از اینجا رفتی تو که مثل قصه هایی
گِلم از چه چیزی باشه؟نه بدی نه بی وفایی!
شب رفتنت نوشتی شدی قربونیِ تقدیر
نقره ی اشکای من شد دور گردنت یه زنجیر
شب تلخ رفتن تو گلدونامون اشکی بودن
قحطی سفیدیا بود،همه انگار مشکی بودن
شب رفتنت که رفتی گفتی دیگه چاره ای نیست
دیدم اون بالاها انگار عکس هیچ ستاره ای نیست
شب رفتن تو یاسا دلمو دلداری دادن
اونا عاشقن ولیکن،تنها نیستن که،زیادن
بارون اون شب دستشو از سر چشمام بر نمی داشت
من تا می خواستم ببارم،هرکسی می دید،نمی زاشت
شب رفتن تو رفتم سراغ تنها نوارت
اون که واسم همه چیز بود،آره، تنها یادگارت
سرنوشت ما یه میدون زندگی اما یه بازی
پیش اسم ما نوشتن،حقته باید ببازی
شب رفتن تو خوندن واسه من همه لالایی
یکی می گفت تو غریبی یکی می گفت بی وفایی
شب رفتن تو ابرا واسه گریه کم آوردن
آشِناها برای،زخم باز شدم مرهم آوردن
شب رفتن تو تسبیح از دست گلدونا افتاد
قلب آرزوهام انگار واسه ی همیشه وایساد
شب رفتن تو غربت جای اونجا اینجا پیچید
دل تو بدون منظور رفت و خوشبختیم رو دزدید
شب رفتن تو دیدم یکی از قناریا مرد
فرداش اما دست قسمت اون یکی رم با خودش برد
شب رفتن تو چشمات راست راستی چه قهری داشتن
این همه آدم،چرا من؟پس با من چه فرقی داشتن؟
شب رفتنت پاشیدم همه اشکام رو تو حجره
قولت رو آروم گذاشتم پیش قرآن لب طاقچه
شب رفتنت دلم رفت پیش چشمایی که خیسن
پیش شاعرا که دائم از مسافر می نویس
شب رفتن تو دیدم تا که غم نیاد سراغت
هیچ زمون روشن نمی شه واسه ی کسی چراغت
شب رفتن تو دیدم خیلیه غمهای شاعر
روی شیشمون نوشتم می شینم به پات مسافر
برو تا همه بدونن که سفر اون قدا بد نیست
واسه گفتن تو اما هیچ کی شاعری بلد نیست…

نیما در سال ۱۳۰۰ منظومه قصه رنگ پریده را که یک سال پیش سروده بود در هفتهنامه قرن بیستم میرزاده عشقی به چاپ رساند. این منظومه مخالفت بسیاری از شاعران سنتی و پیرو سبک قدیم مانند ملک الشعرای بهار و مهدی حمیدی شیرازی را برانگیخت. شاعران سنتی به مسخره و آزار وی دست زدند.
نیما پس از مدتی به تدریس در مدرسههای مختلف از جمله مدرسه عالی صنعتی تهران و همکاری با روزنامههایی چون مجله موسیقی و مجله کویر پرداخت.
نیما یوشیج در جوانی عاشق دختری شد، اما به دلیل اختلاف مذهبی نتوانست با وی ازدواج کند. پس از این شکست او عاشق دختری روستایی به نام صفورا شد و میخواست با او ازدواج کند اما دختر حاضر نشد به شهر بیاید. بنابراین عشق دوم نیز سرانجام خوبی نیافت نیما صفورا را هنگام آبتنی در رودخانه دیده بود. این منظره شاعرانه و شکست عشق پیشین الهامبخش او در سرودن افسانه بود
سرانجام نیما در ۶ اردیبهشت ۱۳۰۵ خورشیدی ازدواج کرد . همسر وی عالیه جهانگیر فرزند میرزا اسماعیل شیرازی و خواهرزاده نویسنده نامدار میرزا جهانگیر صوراسرافیل بود.حاصل این ازدواج که تا پایان عمر دوام یافت فرزند پسری بود به نام شراگیم که اکنون در آمریکا زندگی میکند . شراگیم در سال ۱۳۲۴ خورشیدی به دنیا آمد.
تو را من چشم در راهم شبا هنگام
که می گیرند در شاخ «تلاجن» سایه ها رنگ سیاسی
وزان دل خستگانت راست اندوهی فراهم؛
تو را من چشم در راهم.
شبا هنگام ، در آن دم که بر جا، درّه ها چون مرده ماران خفتگان اند؛
در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سر و کوهی دام.
گرم یاد آوری یا نه ، من از یادت نمی کاهم؛
تو را من چشم در راهم .

ارائه شده برای اولین بار در سایت باران تک با قیمت استثنایی
به همراه دی وی دی کامل جفت گیری حیوانات
نیازی به خرید این مجموعه در تعداد دی وی دی بالا نیست
کیفیت تصویر این پکیج تضمین شده است .
کیفیت تمامی مستند ها اچ دی HD میباشد و با فرمت AVI
۱- برای همه ی کسانی که عاشق تماشای مستند های هیجان انگیز و علمی و … هستند.
۲- برای آن دسته افرادی که به مستند های شبکه ۴ علاقه مند هستند.
۳-برای دانشجویان , دانش آموزان , مدرسین و مربیان که قصد دارند ساعتهای خود و شاگردان خود را به بهترین و سودمندترین برنامهها پر کنند.
۴- والدینی که قصد دارند فرزندان خود با برنامه های علمی و زیبا و جالب آشنا و سرگرم کنند.
۵- برای کسانی که قصد تقویت زبان انگلیسی خود را دارند.
۶- کسانی که قصد دارن با دیدن مستندهای علمی National Geographic در زمینه معماری، زیست و حیات وحش، مسائل اجتماعی، تکنولوژیهای روز، فنآوریهایت هایتک (مانند انرژی اتمی، سلولهای بنیادی، نانو تکنولوژی و …) خلاقیت خود را افزایش دهند.
National Geographic Americas Port Bomb Sweep – بندرگاه آمریکایی: جا به جایی بمب
National Geographic Americas Port Rush Hour in the Harbor – بندرگاه آمریکایی: یورش در بندرگاه
National Geographic Americas Port Black Market Bust – بندرگاه آمریکایی: انفجار بازار سیاه
National Geographic Ancient Megastructures Chartres: کلان سازههای باستانی – کلیسایا چارترز
National Geographic Ancient Megastructures The Great Pyramid – کلان سازههای باستانی – هرم اعظم
National Geographic Ancient Megastructures The Colosseum - کلان سازههای باستانی: آمفیتئاتر
National Geographic Bear Necessities – نیاز به خرس
National Geographic Bible Uncovered Hunt For The Ark – کتاب مقدس: رمزگشایی کشتی نوح
National Geographic Bible Uncovered Secret Code Of Revelation – کتاب مقدس: رمزگشایی راز مخفی وحی
National Geographic Big Bigger Biggest Airports – فرودگاههای بزرگ، بزرگتر و بزرگترین
National Geographic Bin Ladens Spy In America – جاسوس بن لادن در آمریکا
National Geographic Birth of The Solar System – تولد منظومه شمسی
National Geographic Blue Whale Odyssey – اودیسه وال آبی
National Geographic Brilliant Beasts – سینههای تابان
National Geographic Buffalo Warrior – جنجگویان بوفالو
National Geographic Crash Science Airplanes – بررسی علمی علل سقوط هواپیماها
National Geographic Crash Science Trains – بررسی علمی علل از ریل خارج شدن قطارها
National Geographic Dangerous Encounters Super Snake
National Geographic Darwins Lost Voyage – قطعه گم شده داروین

آنهایی که با محافل مثلا هنری یا روشنفکری در این ملک آشنایی دارند، میدانند که تا چه حد غیبت و حرف و نقل فراوان است. من در معدود برخوردهای نزدیکم با سهراب هرگز ندیدم و نشنیدم که از کسی بد بگوید، اثر هنرمند دیگری را به باد مسخره و انتقاد بگیرد. اگر در گرماگرم بحث دربارهی فلان نقاشی که تازه کارهایش را دیده بودیم از او میخواستند تا نظرش را بگوید، رندانه، شاید، طفره میرفت و میکوشید تا به سکوت خود ادامه دهد. اغلب خیال میکردم که او در میان جمع هم با خودش خلوت کرده و دلش نمیخواهد که آن خلوت درونی را بیآشوبد
هر کجا هستم ، باشم،
آسمان مال من است.
پنجره، فکر ، هوا ، عشق ، زمین مال من است.
چه اهمیت دارد
گاه اگر می رویند
قارچهای غربت؟من نمی دانم
که چرا می گویند: اسب حیوان نجیبی است ، کبوتر زیباست.
و چرا در قفس هیچکسی کرکس نیست.
گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد.
چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید.
واژه ها را باید شست .
واژه باید خود باد، واژه باید خود باران باشد.
چترها را باید بست.
زیر باران باید رفت.
فکر را، خاطره را، زیر باران باید برد.
با همه مردم شهر ، زیر باران باید رفت.
دوست را، زیر باران باید دید.
عشق را، زیر باران باید جست.
زیر باران باید با زن خوابید.
زیر باران باید بازی کرد.
زیر باران باید چیز نوشت، حرف زد، نیلوفر کاشت
زندگی تر شدن پی در پی ،
زندگی آب تنی کردن در حوضچه “اکنون”است.
رخت ها را بکنیم:
آب در یک قدمی است.
روشنی را بچشیم.
شب یک دهکده را وزن کنیم، خواب یک آهو را.
گرمی لانه لکلک را ادراک کنیم.
روی قانون چمن پا نگذاریم.
در موستان گره ذایقه را باز کنیم.
و دهان را بگشاییم اگر ماه در آمد.
و نگوییم که شب چیز بدی است.
و نگوییم که شب تاب ندارد خبر از بینش باغ
…

شهرت اصلی احمد شاملو به خاطر شعرهای اوست که شامل اشعار نو و برخی قالبهای کهن نظیر قصیده و نیز ترانههای عامیانه است. شاملو تحت تأثیر نیما یوشیج ، به شعر نو (که بعدها شعر نیمایی هم نامیده شد) روی آورد ،اما برای اولین بار درشعر « تا شکوفهٔ سرخ یک پیراهن » که در سال ۱۳۲۹ با نام « شعر سفید غفران » منتشر شد وزن را رها کرد و به صورت پیشرو سبک جدیدی را در شعر معاصر فارسی گسترش داد. از این سبک به شعر سپید یا شعر منثور یا شعر شاملویی یاد کردهاند. بعضی از منتقدان ادبی او را تنها شاعر موفق در زمینه شعر منثور میدانند.
دفترهای شعر
برای نوشتن این بخش علاوه بر منابع یاد شده در بخش کتابشناسی، از احمد شاملو مجموعهٔ آثار دفترِ یکم:شعرها نیز استفاده شدهاست. تاریخها بهجز مورد اول مربوط به زمان سرودن شعرهای موجود در دفتر شعر مربوطهاست. مورد اول سال انتشار است.
* ۱۳۳۰ آهنگهای فراموششده، توسط ابراهیم دیلمقانیان منتشر شد.
* ۱۳۲۹-۱۳۲۳ آهنها و احساس، در چاپخانهٔ یمنی تهران توسط فرمانداری نظامی ضبط و سوزانده شد.
* ۱۳۳۰ بیست و سه (۲۳)، چاپ مستقل ۱۳۳۰، چاپهای سانسور شدهٔ دیگر ضمیمهٔ مرثیههای خاک.
* ۱۳۳۰-۱۳۲۹ قطعنامه، چاپ اول با مقدمه فریدون رهنما و به هزینهٔ او:۱۳۳۰.
* ۱۳۳۵-۱۳۲۶ هوای تازه
* ۱۳۳۸-۱۳۳۶ باغ آینه
* ۱۳۴۱-۱۳۳۹ لحظهها و همیشه
* ۱۳۴۳-۱۳۴۱ آیدا در آینه
* ۱۳۴۴ـ۱۳۴۳ آیدا، درخت و خنجر و خاطره
* ۱۳۴۵ـ۱۳۴۴ ققنوس در باران
* ۱۳۴۸ـ۱۳۴۵ مرثیههای خاک
* ۱۳۴۸-۱۳۴۹ شکفتن در مه
* ۱۳۴۸-۱۳۵۲ ابراهیم در آتش
* ۱۳۵۶ـ۱۳۵۵ دشنه در دیس
* ۱۳۵۶-۱۳۵۹ ترانههای کوچک غربت
* ۱۳۶۹ مدایح بیصله
* ۱۳۶۴-۱۳۷۶ در آستانه
* ۱۳۵۱-۱۳۷۸ حدیث بیقراری ماهان

اهل کاشانم
روزگارم بد نیست
تکه نانی دارم ، خرده هوشی ، سر سوزن ذوقی .
مادری دارم ، بهتر از برگ درخت .
دوستانی ، بهتر از آب روان .
*****
و خدایی که در این نزدیکی است :
لای این شب بوها ، پای آن کاج بلند.
روی آگاهی آب ، روی قانون گیاه
اهل کاشانم
روزگارم بد نیست
تکه نانی دارم ، خرده هوشی ، سر سوزن ذوقی .
مادری دارم ، بهتر از برگ درخت .
دوستانی ، بهتر از آب روان .
*****
و خدایی که در این نزدیکی است :
لای این شب بوها ، پای آن کاج بلند.
روی آگاهی آب ، روی قانون گیاه .
*****
من مسلمانم .
قبله ام یک گل سرخ .
جانمازم چشمه ، مهرم نور .
دشت سجاده من .
من وضو با تپش پنجره ها می گیرم
در نمازم جریان دارد ماه ، جریان دارد طیف .
سنگ از پشت نمازم پیداست :
همه ذرات نمازم متبلور شده است .
من نمازم را وقتی می خوانم
که اذانش را باد ، گفته باشد سر گلدسته سرو
من نمازم را ، پی تکبیره الاحرام علف می خوانم
پی قد قامت موج .
*****
کعبه ام بر لب آب
کعبه ام زیر اقاقی هاست .
کعبه ام مثل نسیم ، می رود باغ به باغ ، می رود شهربه شهر
حجر الاسود من روشنی باغچه است .
*****
اهل کاشانم
پیشه ام نقاشی است
گاه گاهی قفسی می سازم با رنگ ، می فروشم به شما
تا به آواز شقایق که در آن زندانی است
دل تنهایی تان تازه شود .
چه خیالی ، چه خیالی ، … می دانم
پرده ام بی جان است .
خوب می دانم ، حوض نقاشی من بی ماهی است .
*****
اهل کاشانم .
نسبم شاید برسد .
به گیاهی در هند ، به سفالینه ای از خاک سیلک
نسبم شاید ، به زنی فاحشه در شهر بخارا برسد .
****
پدرم پشت دوبار آمدن چلچله ها ، پشت دو برف ،
پدرم پشت دو خوابیدن در مهتابی ،
پدرم پشت زمان ها مرده است .
پدرم وقتی مرد ، آسمان آبی بود ،
مادرم بی خبر از خواب پرید ، خواهرم زیبا شد .
پدرم وقتی مرد ، پاسبان ها همه شاعر بودند .
مرد بقال ازمن پرسید: چند من خربزه می خواهی ؟
من ازاو پرسیدم : دل خوش سیری چند ؟
*****
پدرم نقاشی می کرد .
تار هم می ساخت ، تار هم می زد .
خط خوبی هم داشت

ساعت STORM بر خلاف ساير ساعت هاي موجود ،
نه يك ساعت عقربه اي است و نه يك ساعت كامپيوتري!
همراه با كتاب راهنماي نگهداري زيورالات بعنوان هديه
همانطور كه در تصوير مشاهده ميكنيد اين ساعت با ظاهري متفاوت و مدرن به بازار
ارائه شده است. صفحه اين ساعت در حالت عادي خاموش بوده و زماني كه شما دكمه آن را
لمس كنيد تمام چراغ هاي ساعت با يك رقص نور خارق العاده روشن شده و ساعت براي شما
نمايش داده خواهد شد كه مطمئنا ديگران را حيرت زده خواهد كرد.
از ديگر خصوصيات اين ساعت دارا بودن تقويم مي باشد. همچنين بند اين ساعت تمام استيل
بوده و داراي يك سال گارانتي تعويض مي باشد.

Sale iPad 3 Skins


