
اين محصول يكي از بهترين محصولات مراقبتي موي سر مي باشد كه براي اولين بار در ايران عرضه شده است. اين محصول داراي پايه ي گياهي بوده و نه تنها ضرري به موهاي شما ندارد بلكه مفيد نيز مي باشد.
فرمول اين شامپو در مركز تحقيقات بين المللي و طي تحقيقات بسيار زياد بر اساس خصوصيات موي سر مردان شرقي بدست آمده و پس از چندين بار تست و آزمايش به عرضه در آمده است.
تنها محصولي كه فقط در 10-15 دقيقه موهاي سفيد شما را پوشش مي دهد و شما راجوانتر از هميشه نشان مي دهد.
برخي از امكانات و قابليتها
از بين بردن سفيدي مو براي هميشه
جواني خود را حفظ كرده و هرگز چهره پير را براي خود نبينيد
روي رنگدانه هاي مو تاثير گذاشته و آنها را به رنگ طبيعي خود باز مي گرداند
حتي نياز به دكلره نيست
باعث تقويت مو و ضد شوره
اين محصول ويژه را يكبار تجربه كنيد !!
طريقه مصرف:
نحوه استفاده از اين محلول به سادگي استفاده از شامپوهاي معمولي بوده و نياز به هيچگونه مواد اضافي ندارد.
فقط كافيست اين شامپو را به موهايتان بزنيد و به مدت 7-10 دقيقه ماساژ دهيد ( در صورتيكه موهاي شما ضعيف مي باشد به مدت بيشتري ماساژ را ادامه دهيد. ) و سپس با اب آبكشي نماييد.
سرآغاز تاریخ اسلام از روزی شروع شد که پیامبراسلام صلی الله علیه و آله در خلوت با محبوب، در دل غاری که در دامن کوهی در شمال مکه بود، راز و نیاز می کرد. گویا غار حراء هنوز هم پژواک مناجات پیامبراکرم را در قطعه قطعه سنگ ریزه های خود به یادگار حمل می کند و در گوش عاشقان حضرت که در آن وادی قدم می گذارند؛ نجوا می کند.
روزی از روزهایی که پیامبراکرم(ص) در غار مشغول مناجات و دلدادگی بود، صدایی شنید:
” یا محمد اقرا”؛ او شگفت زده گفت: چه بخوانم؟ شنید: ای محمد!
” اقرا باسم ربک الذی خلق، خلق الانسان من علق، اقرا و ربک الاکرم، الذی علم بالقلم، علم الانسان ما لم یعلم.”( علق/۵-۱)؛بخوان به نام پروردگارت که – جهان را- آفرید. همان که انسان را از خون بسته ای خلق کرد. بخوان که پروردگارت از همه بزرگوارتر است، همان که به وسیله قلم تعلیم نمود و به انسان آنچه را نمی دانست، یاد داد.
حضرت جبرائیل به حضرت محمد صلوات الله علیه فرمود:” ارسلنی الله الیک لیتخذک رسولاً؛ خداوند مرا به سوی تو فرستاده است، تا تو را پیامبر این امت قرار دهم.(۱)
حضرت رسول اکرم(ص) هر ساله مدتی به کوه حرا(۲) می رفت و به عبادت و راز و نیاز و تفکر می پرداخت تا این که روزی شنید فرشته ای به او گفت: ای محمد! بخوان. محمد (ص) گفت: چه بخوانم؟ فرشته آیات آغازین سوره علق را بر وی قرائت کرد و پیامبر(ص) نیز آنها را خواند.(۳)
هرگاه سخن از رخداد واقعه ای به میان می آید ناخودآگاه به دنبال فلسفه و علل ایجاد آن می گردیم. در باب بعثت نیز علت را جویا می شویم که چه نیازی به وجود پیامبران بوده است؟
در نفس انسان نیازها و غرایز گوناگونی قرار داده شده است که همگی طالب ارضاء و هدایت صحیح هستند. خداوند متعادل برای هدایت انسان، بهترین ابزار را در اختیار او قرار داده و امکانات متعددی به او عطا نموده است، تا هم بتواند نیروی خود را صرف ارضای نفسانیات کند و هم با امکانات و نیروی داده شده، بر خواهش های نفسانی غلبه کند و کشش های درونی را تحت نظم و ضابطه درآورد. دو راهنما نیز در اختیار او قرار داده است تا حق را از باطل و سرّه را از ناسرّه متمایز کند؛ یکی در درون انسان که عقل است و دیگری پیامبران الهی که ایشان از طریق وحی دستورات را برای انسان بازگو می کنند تا تمام رفتارها را به انسان بیاموزند و حدود و مقررات آن را نیز روشن نمایند، چون عقل دارای خطا و نقصان است. برترین هادی، آن است که دارای مقام عصمت و مرتبط با وحی باشد و تنها راه آن بعثت انبیاء است. پس بعثت بزرگ ترین نعمت خداوند بر بشر است و جا دارد که خداوند بر این نعمت منت گذارد و این احسان و نیکویی را به رخ آنان بکشد، چنان که می فرماید:
” لقد من الله علی المومنین اذا بعث فیهم رسولا من انفسهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب والحکمة و ان کانوا من قبل لفی ضلال مبین.”( آل عمران/۱۶۴)؛ خداوند بر مومنان منت نهاد – نعمت بزرگی بخشید- هنگامی که در میان آنها پیامبری از خودشان برانگیخت که آیات او را بر آنها بخواند و آنها را پاک کند و کتاب و حکمت بیاموزد و البته پیش از آن در گمراهی آشکار بودند. در این آیه خداوند بر بشر نسبت به این نعمت بزرگ منت می گذارد. ممکن است این تصور پیش بیاید که منت گذاری، کار صحیحی نیست، چرا خداوند در این امر منت می گذارد؟ مگر بعثت چه ویژگی هایی دارد و هدف از آن چیست؟
ره آورد بعثت بعد از این که به اوضاع و احوال عصر جاهلیت پرداختیم و نیز به فلسفه بعثت انبیاء واقف گشتیم، حال باید ببینیم که این برانگیختن انبیاء چه نتایجی را به همراه داشته است. گروهی به رسالت و دعوت او کافر شده و سزاوار جنگیدن، کشتن و شکنجه جاوید شدند. گروهی نیز در ظاهر اسلام را قبول نموده ولی در دل اسلام را نپذیرفته و منافق شدند. با اسلام ظاهری خون آنها محفوظ شده و احکام اسلامی در مورد مسلمانان در این دنیا در مورد آنان جاری شد. ولی در آخرت به جهت نفاق در پائین ترین طبقات جهنم جاوید هستند. و گروهی در ظاهر و باطن مسلمان شده و هم کار خوب و هم کارهای بد انجام دادند. این دسته ممکن است بدون رفتن به جهنم به بهشت بروند. گروهی هم علاوه بر داشتن صفات گروه فوق عمل صالح انجام داده و کارهای خیر زیادی انجام دادند. پروردگار به این دسته بهشت هایی که در آن نهرهایی جریان دارد، وعده داده است. اینان هیچ عذاب و مجازات هایی نمی بینند. خداوند گناهان آنها را بخشیده و بدی هایشان را به چند برابر خوبی تبدیل می کند. و عده ای علاوه بر داشتن خصوصیات دسته قبل به منظور نزدیکی به خدای متعال به تزکیه نفس از اخلاق رذیله و آراستن آن به اخلاق عالی پرداخته که خدا نیز آنها را به خود نزدیک و مقام ارجمندی به آنها عنایت می کند. و گروهی علاوه بر داشتن خصوصیات دسته قبل، با فکر و ذکر و تلاش بسیار زیاد پروردگارشان را شناخته و آنگاه خالص از هرگونه شرکی، او را یکتا دانسته، او را دوست داشته و با بذل هر چه غیر اوست به او نزدیک شدند و مشتاق دیدار او گردیدند. خداوند نیز آنان را به خوبی قبول و به خود نزدیک و تمامی حجاب ها را از آنها برداشت. جمال خود را به آنان نشان داد و آنان نیز با دیده و قلب بدون هرگونه حجابی آن را دیدند، آنان را به پیامبر(ص) و آل او(ع) ملحق نموده و در جایگاه صدق در کنار آنان و در نزد پادشاه مقتدر جای داد. آنانند سبقت گیرندگان و نزدیک شدگان، دوستان پیامبران و شهدا.(۱۹) حضرت علی علیه السلام در باب نتایج بعثت انبیاء علیهم السلام سخنانی را فرموده اند که به آنها می پردازیم. ” فانظروا إلی مواقع نعم الله علیهم حین بعث الیهم رسولاً فعقد بملته طاعتهم … ولا تقرع لهم صفاة.”؛ حال به نعمت های بزرگ الهی که به هنگامه بعثت پیامبراسلام(ص) بر آنان فرو ریخت بنگرید، که چگونه اطاعت آنان را با دین خود پیوند داد و با دعوتش آنها را به وحدت رساند! چگونه نعمت های الهی بال های کرامت خود را بر آنان گستراند، و جویبارهای آسایش و رفاه برایشان روان ساخت!
این مطلب از نظر تاریخ مسلم است که:
اولا-رسول خدا(ص)در تمام دوران زندگى قبل از بعثتخود،لحظهاى در برابر بتها پرستش نکرد،و از آئین مشرکین وبتپرستان و سنتها و مراسم شرکآلود و غلط ایشان پیروى نکرد،و از«اکل میته»و ذبائحى که نام خدا بر آنها ذکر نشده بودنمىخورد،و اینکه در صحیح بخارى و مسند احمد بن حنبل آمدهاست که گویند:
براى رسولخدا(ص)سفره غذائى حاضر کردند،و زید بنعمرو بن نفیل (۱) را نیز بر سر آن سفره خواندند،ولى زید از حضور برسر آن سفره خوددارى کرده گفت:
«انا لا آکل مما تذبحون على انصابکم،و لا آکل الا ما ذکر اسمالله علیه»
من از آنچه شما بر بتهاى خود ذبح میکنید نمىخورم و جز آنچه را نامخدا بر آن برده شده نخواهم خورد. و در نقل احمد بن حنبل هست کهرسول خدا(ص)بر سر سفرهاى با سفیان بن حارث غذا میخورد وزید از آنجا عبور کرد و آن دو او را به خوردن دعوت کردند و او چنین پاسخى داد… (۲)
مخدوش و غیر قابل قبول است و از اینرو خود اهل سنت و آنها که صحیح بخارى را صحیحترین کتابهاى حدیثى میدانند نتوانستهاند آنرا بپذیرند و در صدد توجیه برآمده که از آنجملهسهیلى در کتاب«الروض الانف»گوید:
«کیف وفق الله زیدا الى ترک ما ذبح على النصب و ما لم یذکراسم الله علیه و رسوله(ص)کان اولى بهذه الفضیلة فى الجاهلیةلما ثبت من عصمة الله تعالى له» (۳) یعنى چگونه خداوند به زید این توفیق را عنایت کرد که از خوردنذبحى که براى بتها ذبح شده و یا نام خدا بر آن جارى نشده بود خوددارىکند،ولى به رسول خدا چنین توفیقى نداد،با اینکه رسول خدا(ص)بهچنین فضیلتى سزاوارتر بود بخاطر عصمتى که از سوى خداى تعالىداشت:
و آنگاه درصدد پاسخ و توجیه برآمده و گوید:
«لیس فى الروایة انه قد اکل من السفره و بان شرع ابراهیم انما جاء بتحریمالمیتة لا بتحریم ما ذبح لغیر الله تعالى فرید امتنع عن اکل ما ذبح لغیر الله براى رآهلا بشرع ما تقدم»
یعنى در روایت نیامده که آنحضرت از آن سفره چیزى خورد،و از این گذشتهشرع ابراهیم میته را حرام کرده بود نه آنچه را که نام خدا بر آن جارى نشده بود،و ازاینرو زید طبق راى خود از خوردن آن غذا خوددارى کرد نه بخاطر شریعت گذشته.

ولى براى خواننده محترم روشن است که این پاسخ نمیتوانداشکال و شبهه را از ذهن انسان رفع کند و بهتر آن است که اصلحدیث را که بگفته ایشان بر خلاف دلیلهائى است که عصمترسول خدا(ص)را ثابت کرده مردود بدانیم و آنرا نپذیریم.
و همچنین حدیث«استلام اصنام»-دست و صورت مالیدنبه بتها بعنوان تبرک و احترام-که در روایات ایشان آمده (۴) وروایات دیگرى که حکایت از مشارکت آنحضرت در مراسمشرکآمیز آنها میکند همگى مردود و مخالف با مبانى و اصول خودآنها در باب نبوت آن بزرگوار است.
ثانیا از نظر تاریخ مسلم است که آنحضرت قبل از بعثتعبادتهائى از قبیل نماز و روزه و طواف و حج و عبادتهاى دیگرىانجام میداده چنانچه در حدیث عایشه و دیگران در ماجراى بعثتاین جمله بود که:
«فکان یخلو بغار حراء فیتحنث فیه»
و«تحنث»را به«تعبد»معنا کرده بودند.
و مرحوم فتال نیشابورى در روضة الواعظین گفته:
«رسول خدا(ص)از اول تکلیف روزه میگرفت و نمازمىگذارد،بعکس آنچه در میان قوم معمول بود و چون به سنچهل سالگى رسید خداوند بوسیله جبرئیل او را مامور به ابلاغرسالت فرمود…» (۵)

و اکنون با توجه به این دو مقدمه این بحث پیش آمده که آیارسول خدا(ص)در پیروى از مرام مقدس توحید و عمل بهدستورات و اعمال دینى تابع چه شریعتى بوده؟آیا شریعت انبیاءگذشته و یا شریعتخود یعنى شریعت مقدس اسلام که بعدامامور به ابلاغ و اظهار آن گردید…و در آن وقت تنها خودآنحضرت مامور به پیروى و انجام اعمال آن بود…
و بنابر آنچه گفته شد تذکر این نکته در اینجا لازم است کهبه نظر نگارنده طرح این بحثبنحوى که در کتابهاى دانشمنداناسلامى اعم از دانشمندان شیعه و اهل سنت-آمده خالى از نوعىتسامح و بىدقتى نیست زیرا آن مسئله را به این نحو و با اینعبارت طرح کرده و گفتهاند:
«اعلم ان علماء الخاصه و العامه اختلفوا فى ان النبى(ص) هل کان قبل بعثته متعبدا بشریعته ام لا…» (۶) و یا این عبارت که از یکى از دانشمندان بزرگ اهل سنتاست که میگوید:
«و قد اختلف العلماء فى تعبده قبل البعثه هل کان على شرع ام لا؟» (۷) یعنى علماء اختلاف دارند در اینکه تعبد و انجام عبادتهاى آنحضرت پیش ازماجراى بعثت آیا بر طبق شرعى از شرایع بوده یا نه؟
و وجه تسامح و بىدقتى همین است که اعمال و عبادات آنبزرگوار بطور مسلم بر طبق شریعتى انجام میشده که آن شریعتیاشریعت پیمبران گذشته بوده و یا شریعتخود آن بزرگوار…
و شاید مرحوم علامه(ره)در شرحى که بر مختصر ابن حاجبنگاشته و عبارت آنرا مرحوم مجلسى در بحار الانوار نقل کردهمتوجه این مطلب بوده که بحث را اینگونه مطرح فرموده:
«اختلف الناس فى ان النبى(ص)هل کان متعبدا بشرع احد من الانبیاءقبله قبل النبوه ام لا…» (۸) که براى اهل تحقیق روشن است که این عبارت از آنتسامح و اشکال خالى است و بهر صورت مسئله آنقدر مهم نیستکه بیش از این مقدار وقتشما را بگیریم و این مقدار هم از باب تذکر بنظر لازم آمد.و بهتر آن است که به اصل بحثبازگردیم وبحث را اینگونه طرح کنیم که:آیا رسول خدا(ص)قبل از بعثتتابع چه شریعتى از شریعتهاى الهى بوده؟
جمعى معتقدند که آنحضرت تابع شریعتهاى پیمبران قبل ازخود بوده؟و گروهى نیز معتقدند که تابع شریعتخود یعنىشریعت اسلام بوده،با این توضیح که در آنزمان بدان حضرتوحى میشد و به اصطلاح«نبى»بود،و موظف بود بدانچه بر اووحى میشد بدان عمل کند،ولى«رسول»نبود و وظیفه نداشتآنها را بدیگران ابلاغ کند،تا سن چهل سالگى که بهمنصب رسالت مفتخر گردید و موظف شد این آئین مقدس رابدیگران نیز ابلاغ کند.
گروه اول نیز که عقیده دارند آنحضرت تابع شریعتهاىپیمبران قبل از خود بوده درباره آن شریعت و آن پیامبراختلاف نظر دارند و چهار نظریه درباره آن شریعت ذکر شده:
۱-شریعت نوح علیه السلام ۲-شریعت ابراهیم علیه السلام ۳-شریعت موسى علیه السلام ۴-شریعت عیسى علیه السلام
و در اینجا نظریه پنجمى هم ابراز شده و آن این است کهگفتهاند: هر چه نزد آنحضرت ثابتشده بود که شریعت است از آنپیروى کرده و بدان عمل میکرد و پیرو شریعت مخصوصى نبود.وبنظر میرسد غرض ورزى و دستسیاستبازان و قصهپردازان یهودو نصارى هم در این مسئله راه یافته باشد و براى اثبات اینکهشریعت اسلام پیرو همان شرایع یهود و نصارى است ورسول خدا(ص)نیز تابع موسى و عیسى بوده به این بحث دامنزده و احیانا اظهار نظرهائى کرده باشند زیرا آنها که باکنداشتند ابراهیم علیه السلام را یهودى یا نصرانى بخوانند هیچباکى نداشتند که رسولخدا(ص)و سلاله ابراهیم علیه السلام رایهودى و یا نصرانى بدانند!و بهر صورت هر یک از دو دسته براىمدعاى خود دلیلهائى ذکر کردهاند و دانشمندان نیز آنها را درکتابهاى خود بتفصیل نقل کردهاند که فشردهاى از آنرا میتوانیددر بحار الانوار مجلسى(ره) بخوانید (۹) و بنظر ما آنچه در میاندلیلهاى دسته اول(یعنى آنها که گفتهاند رسول خدا تابعشریعتهاى قبل از خود بوده) مهم و قابل بحث میباشد چند آیهقرآنى است و بقیه گفتارها اجتهادات و یا روایات ضعیفى استکه از نقل آنها صرفنظر میکنیم.و به نقل همان آیات اکتفامىنمائیم:

۱-آیه ۹۰ از سوره انعام است که خداى تعالى پس از ذکرنام جمعى از پیمبران چون ابراهیم و فرزندان آن بزرگوار فرماید:
اولئک الذین هداهم الله فبهداهم اقتده آنها هستند که خداوند ایشانرا هدایت و راهنمائى فرمود،و تو نیز ازهدایت آنها پیروى کن…
و پاسخى که از استدلال به این آیه داده شده آن است کهمنظور از این هدایت و پیروى از آن همان اصول مورد اتفاق همهادیان است نه فروع شرعیه زیرا پر واضح است که فروع در ادیانگذشته مورد اختلاف بوده…
نگارنده گوید:مؤید این پاسخ نیز همان نزول آیه است کهپس از بعثت رسول خدا(ص)نازل گشته و میتوان گفت:این آیهربطى به بحث ما که بحث از شریعت رسول خدا(ص)قبل ازبعثت میباشد ندارد…
و از همین پاسخ مىتوان پاسخ استدلال به آیات دیگرى را نیزکه در اینباره شده است دانست مانند آیه:
شرع لکم من الدین ما وصى به نوحا و الذى اوحینا الیک و ماوصینا به ابراهیم و موسى و عیسى،ان اقیموا الدین و لا تفرقوا فیهکبر على المشرکین ما تدعوهم الیه… (۱۰) که با توجه به صدر و ذیل آیه بخوبى روشن میشود که منظور همان اصول عقایدى است کهدر همه ادیان بوده است…
و آیه شریفه ثم اوحینا الیک ان اتبع ملة ابراهیم حنیفا… (۱۱) که منظور از پیروى«ملة ابراهیم»همان اصول عقلیه است نهفروع شرعیه،بدلیل آیه دیگرى که فرموده: و من یرغب عنملة ابراهیم الامن سفه نفسه (۱۲) و پر واضح است که بسیارى از فروع شرعیه آئین ابراهیم نسخشده و اگر منظور از«ملة ابراهیم»همه اصول و فروع بود با توجهبه این آیه نسخ آنها جایز نبود…
و آیه: انا اوحینا الیک کما اوحینا الى نوح و النبیین… (۱۳) و بخصوص آیه اخیر که ظاهرا مربوط به اصل مسئله وحى وکیفیت آن است و ربطى به مسئله مورد بحث ما ندارد…
و اما دلیل گروه دیگر که گفتهاند:رسول خدا(ص)پیروشریعت و آئین خود یعنى آئین مقدس اسلام بوده روایات بسیارىاست که برخى از آنها صراحت در این مطلب دارد و از برخى با توجه به روایات و شواهد دیگر استفاده مطلب از آنها میشود که ازدسته نخست روایاتى است که صراحت دارد بر اینکهرسول خدا(ص)قبل از بعثت نیز«نبى»و پیامبر بوده.
۱-مانند روایت مشهورى که در کتابهاى شیعه و اهل سنتآمده که رسول خدا(ص)فرمود:
«کنت نبیا و آدم بین الروح و الجسد» (۱۴) من پیامبر بودم در وقتى که آدم میان روح و بدن بود…
و در برخى از کتابها این گونه نقل شده که فرمود:«کنتنبیا و آدم بین الماء و الطین»:و براى فهم بهتر این استدلال بایداین مطلب را نیز اضافه کرد که بعثت پیمبران الهى که برتر وخاتم آنها پیامبر بزرگوار اسلام بوده است مراحل و درجاتى داشته-چنانچه از روایات نیز استفاده میشود-که یکى از آن مراحل«نبوت»است و این مرحله قبل از مرحله رسالتبوده و مرحلهنبوت آن بزرگواران مرحلهاى بوده که از طریق فرشتگان و یا درخواب و یا از طریق الهام به آنها وحى میشده و دستورات و یاخبرهائى از جانب خداى تعالى به ایشان داده مىشد که مامور بهعمل بدان میشدند ولى مامور به ابلاغ و رساندن آنها بدیگراننبودند و در این مرحله آنها«نبى»بودند نه رسول و براى درک بیشتر این مطلب به روایات زیر توجه کنید که در باب«طبقات الانبیاء و الرسل و الائمة»از کتاب شریف کافى وجاهاى دیگر نقل شده مانند این روایت که کلینى(ره)بسند خود از زید شهام روایت کرده که گوید:از امام صادق علیه السلامشنیدم که فرمود:«ان الله تبارک و تعالى اتخذ ابراهیم عبدا قبل انیتخذه نبیا و ان الله اتخذه نبیا قبل ان یتخذه رسولا و ان الله اتخذهرسولا قبل ان یتخذه خلیلا و ان الله اتخذه خلیلا قبل ان یجعله اماما فلما جمع له الاشیاء قال:انى جاعلک للناس اماما» (۱۵) براستى که خداى تعالى ابراهیم را به بندگى خویش برگرفت پیش ازآنکه به نبوت برگیرد،و خداى تعالى او را به نبوت خویش برگرفت پیشاز آنکه به رسالتبرگیرد،و به رسالتبرگرفت پیش از آنکه بدوستى خودبرگیرد،و به دوستى برگرفت پیش از آنکه به امامتبرگیرد و چون همهاینها را براى او گردآورد فرمود«من تو را براى مردم امام قرار دادم»و نیز بسندش از زراره روایت کرده که گوید: از امام باقرعلیه السلام معناى آیه شریفه«و کان رسولا نبیا»و فرق میان«رسول»و«نبى»را پرسیدم و آنحضرت در پاسخ من فرمود:
«النبی الذی یرى فی منامه و یسمع الصوت و لا یعاین الملک و الرسولالذى یسمع الصوت و یرى فى المنام و یعاین الملک…» (۱۶) و نبى کسى است که در خواب(فرشته را)بهبیند و صداى(او را)بشنود ولىبه عیان فرشته را نبیند و رسول کسى است که صدا را بشنود و در خوابببیند و در عیان نیز او را مشاهده کند.
و بسندش از امام صادق علیه السلام روایت کرده که فرمود:
«الانبیاء و المرسلون على اربع طبقات،فنبى منبا فى نفسه لا یعدوغیرها و نبى یرى فى النوم و یسمع الصوت و لا یعاینه فى الیقظه و لمیبعث الى احد…» (۱۷) پیامبران و رسولان بر چهار طبقه هستند گاهى«نبى»است که تنها به او خبر

رسیده و از او بدیگرى تجاوز نکند،وگاهى«نبى»است که در خواب ببیند و صدا را بشنود و در بیدارىنهبیند و بسوى دیگرى هم مبعوث نشده…
و روایت دیگرى که از یزید کناسى روایت کرده که گوید:
از امام باقر علیه السلام پرسیدم:آیا عیسى بن مریم در آنهنگام کهدر گهواره سخن گفتحجتخداى تعالى بر مردم زمان خود بود؟
امام علیه السلام در جواب من فرمود:
«کان یومئذ نبیا حجة لله غیر مرسل،اما تسمع لقوله تعالى حینقال انى عبد الله آتانى الکتاب و جعلنى نبیا» (۱۸) وى در آنروز«نبى»و حجتى بود از سوى خدا ولى«مرسل»و فرستاده بسوى کسى نبود،آیا این گفتار خداى تعالى را نشنیدهاىآنهنگام که عیسى گفت«من بنده خدایم که کتاب بمن داده و مرا«نبى»قرارم داده».و از روایت اخیر و استشهاد به آیه قرآنىبخوبى معلوم میشود که مقام نبوت مقامى است که ممکن استبه پیمبران در گهواره نیز داده شود چنانچه به عیسى علیه السلامداده شد… (۱۹) و بخصوص با توجه به روایاتى که خداوند هیچفضیلت و کرامت و معجزهاى به پیامبرى از پیمبران خود عطانفرمود جز آنکه آنرا به رسول خدا(ص)نیز عطا فرمود مانند روایتمفصلى که از ارشاد القلوب دیلمى نقل شده که امیر المؤمنینعلیه السلام بمردى یهودى که در اینباره سئوال کرد فرمود:
«فو الله ما اعطى الله عز و جل نبیا و لا مرسلا درجة و لا فضیلةالا و قد جمعها لمحمد(ص)و زاده على الانبیاء و المرسلیناضعافا…» (۲۰) بخدا سوگند که خداى عز و جل به هیچ نبى و مرسلى درجه و فضیلتىعطا نفرمود،جز آنکه آنرا براى حضرت محمد(ص)گرد آورده و بلکه چند برابر آنها افزوده است…
۲-دلیل دوم،سخن امیر المؤمنین علیه السلام است در«خطبه قاصعه»که در نهج البلاغه و کتابهاى دیگر از آنحضرتنقل شده که درباره رسول خدا(ص)فرمود:
«و لقد قرن الله به(ص)من لدن ان کان فطیما اعظم ملک منملائکته یسلک به طریق المکارم و محاسن اخلاق العالم لیله و نهاره»خداى تبارک و تعالى از لحظهاى که پیغمبر را از شیر گرفتندبزرگترین فرشته از فرشتگان خود را قرین او فرمود تا اخلاق نیکو و صفاتپسندیده را به وى بیاموزد…و معناى تعلیم فرشته جز همان نبوت چیزدیگرى نیست.
و در چند روایت در اصول کافى آمده که منظور از«روح»در آیات سوره شورى و اسراء یعنى آیه شریفه و کذلک اوحیناالیک روحا من امرنا (۲۱) و آیه یسئلونک عن الروح قل الروح منامر ربى (۲۲) همین فرشته بوده،که یکى از آنها روایت زیر استکه کلینى بسند خود از ابى بصیر روایت کرده که گوید:از امامصادق علیه السلام تفسیر«روح»را در آیه«یسئلونک عن الروح»پرسیدم و آنحضرت فرمود:«خلق اعظم من جبرئیل و میکائیل،کانمع رسول الله(ص)و هو مع الائمه و هو من الملکوت» (۲۳) ۲۵۲ یعنى این روح،خلقى است از مخلوقات خدا بزرگتر از جبرئیل ومیکائیل که بهمراه رسول خدا(ص)بوده و همراه امامان نیز هست و او ازعالم ملکوت(و مجردات و فرشتگان)است.و در روایتى که صفار درکتاب بصائر الدرجات روایت کرده اینگونه است که امام صادقعلیه السلام فرمود:
«ان الروح خلق اعظم من جبرئیل و میکائیل،کان معرسول الله(ص)یسدده و یرشده و هو مع الاوصیاء من بعده».
و بلکه در پارهاى از روایات آمده که«روح القدس»کهنامش در قرآن کریم و در روایات آمده نام همین فرشته بود نه نامجبرئیل و نام جبرئیل روح الامین است که در قرآن کریم نیزآمده است.
نگارنده گوید:با توجه بدانچه ذکر شد بنظر میرسد این قولدوم نزدیکتر به ذهن و اولى به پذیرفتن و قبول باشد و از نظر عقلو نقل مانعى براى پذیرفتن آن بنظر نمیرسد.
منبع: رسولى محلاتى، درسهایى از تاریخ تحلیلى اسلام جلد ۲
پىنوشتها:
۱-زید بن عمرو بن نفیل از حنفاء بوده است که در گذشته بتفصیل در مقالهاى جداگانهشرح حالش را ذکر کردیم.
۲-الصحیح من السیره ج ۱ ص ۱۵۸٫
۳-الروض الانف ج ۱ ص ۲۵۶٫
۴-الصحیح من السیره ج ۱ ص ۱۶۰٫
۵-بنقل از کتاب جنه الماواى قاضى طباطبائى.
۶-بحار الانوار ج ۱۸ ص ۲۷۱٫
۷-سیرة النبویة ابن کثیر ج ۱ ص ۳۹۱٫
۸-بحار الانوار ج ۱۸ ص ۲۷۱٫
۹-بحار الانوار ج ۱۸ ص ۲۷۱-۲۸۱٫
۱۰-سوره شورى آیه ۱۳٫
۱۱-سوره نحل آیه ۱۲۳٫
۱۲-سوره بقره آیه ۱۳۰٫
۱۳-سوره نساء آیه ۱۶۳٫
۱۴-الغدیر ج ۹ ص ۲۸۷،بحار الانوار ج ۱۸ ص ۲۷۸٫
۱۵-الاصول من الکافى باب طبقات الانبیاء و الرسل و الائمة ج ۲٫
۱۶-الاصول من الکافى باب الفرق بین الرسول و النبى و المحدث ج ۱٫
۱۷-الاصول من الکافى باب طبقات الانبیاء و الرسل.
۱۸-بحار الانوار ج ۱۸ ص ۲۷۸٫
۱۹-در میان پیمبران الهى پیغمبران دیگرى نیز بودهاند که در کودکى و نوجوانى به مقامنبوت رسیدهاند مانند عیسى که خداوند دربارهاش فرمود«و آتیناه الحکم صبیا»و یوسفکه خداوند دربارهاش فرمود«و اوحینا الیه لتنبئنهم بامرهم هذا»و بگفته بسیارى از مفسرانمنظور از این وحى،وحى نبوت بوده.
۲۰-بحار الانوار ج ۱۶ ص ۳۴۱٫
۲۱-سوره شورى آیه ۵۲٫
۲۲-سوره اسرى آیه ۸۵٫
۲۳-بحار الانوار ج ۱۸ ص ۲۵۶٫
در غار حراء نشسته بود. چشمان را به افقهاى دور دوخته بود و با خود مى اندیشید. صحرا، تن آفتاب سوخته خود را، انگار در خنکاى بیرنگ غروب ، مى شست .
محمد نمى دانست چرا به فکر کودکى خویش افتاده است . پدر را هرگز ندیده بود، اما از مادر چیزهایى به یاد داشت که از شش سالگى فراتر نمى رفت . بیشتر حلیمه ، دایه خود را به یاد مى آورد و نیز جد خود عبدالمطلب را. اما، مهربان ترین دایه خویش ، صحرا را، پیش از هر کس در خاطر داشت : روزهاى تنهایى ؛ روزهاى چوپانى ، با دستهایى که هنوز بوى کودکى مى داد؛ روزهایى که اندیشه هاى طولانى در آفرینش آسمان و صحراى گسترده و کوههاى برافراشته و شنهاى روان و خارهاى مغیلان و اندیشیدن در آفریننده آنها یگانه دستاورد تنهایى او بود. آن روزها گاه دل کوچکش بهانه مادر مى گرفت . از مادر، شبحى به یاد مى آورد که سخت محتشم بود و بسیار زیبا، در لباسى که وقار او را همان قدر آشکار مى کرد که تن او را مى پوشید. تا به خاطر مى آورد، چهره مادر را در هاله اى از غم مى دید. بعدها دانست که مادر، شوى خود را زود از دست داده بود، به همان زودى که او خود مادر را.

روزهاى حمایت جد پدرى نیز زیاد نپایید. از شیرین ترین دوران کودکى آنچه به یاد او مى آمد آن نخستین سفر او با عموى بزرگوارش ابوطالب به شام بود و آن ملاقات دیدنى و در یاد ماندنى با قدیس نجران . به خاطر مى آورد که احترامى که آن پیر مرد بدو مى گزارد کمتر از آن نبود که مادر با جد پدرى به او مى گذاردند.
نیز نوجوانى خود را به خاطر مى آورد که به اندوختن تجربه در کاروان تجارت عمو بین مکه و شام گذشت . پاکى و بى نیازى و استغناى طبع و صداقت و امانت او در کار چنان بود که همگنان ، او را به نزاهت و امانت مى ستودند و در سراسر بطحاء او را محمد امین مى خواندند. و این همه سبب علاقه خدیجه به او شد، که خود جانى پاک داشت و با واگذارى تجارت خویش به او، از سالها پیشتر به نیکى و پاکى و درستى و عصمت و حیا و وفا و مردانگى و هوشمندى او پى برده بود. خدیجه ، در بیست و پنج سالگى محمد، با او ازدواج کرد. در حالى که خود حدود چهل سال داشت .
جشن شب یلدا جشنیست که از ۷۰۰۰ سال پیش تا کنون در میان ایرانیان برگزار میشود. ۷۰۰۰ سال پیش نیاکان ما به دانش گاهشماری دست پیدا کردند و دریافتند که نخستین شب زمتسان بلندترین شب سال است. در این جستار از سخنرانی دکتر جنیدی و دکتر کزاری برداشت هایی شده:
جشن شب یلدا، همانند جشنهایی همچون نوروز و مهرگان، پس از تازش اسکندر، تازیان، و مغولها پابرجا مانده است و در تک تک خانه های ایرانیان راستین با گردآمدن خانواده ها به دور هم برگزار میشود.
فردوسی بزرگ در شاهنامه میگوید:
نباشد بهار و زمستان پدید **** نیارند هنگام رامش نوید
از این بیت میتوان پی برد که در سرزمینهای بجز ایران آغاز فصل ها را نمیدانستند اما ایرانیان در آن زمان به این دانش دست پیدا کرده بودند.
در زمان تاختن تازیان به ایران گاهشماری ایرانیان که بر پایه ی خورشید بود، به گاهشماری بر پایه ی ماه دیگرگون شد، اما پس از چندی خیام بروی کار آمد و این گاشماری خورشیدی را دوباره بنیان نهاد تا باز جشنهای ما زنده باشند و ما آنها را برگزار کنیم.
به جز این ایرانیان همیشه آیین هایشان همراه با شادی بوده و احترام ویژه به نور و روشنایی، به وارانه ی نژاد سامی و تازیان که مراسم آنها همیشه همراه با سوگواری است و معمولا در تاریکی برگزار میشود. از این روست که ایرانیان درازترین شب را بیدار مینشینند تا بیرون امدن خورشید را نظاره گر باشند. از این پس است که دوران کمبود نور و روشنایی پایان یافته و دوران فزونی خورشید و نور و روشناییست. در این میان ایرنیان با روشن کردن آتش و چراغ به یاری خورشید می آیند و تا صبح بیدار میمانند.

ارائه شده برای اولین بار در سایت باران تک با قیمت استثنایی
به همراه دی وی دی کامل جفت گیری حیوانات
نیازی به خرید این مجموعه در تعداد دی وی دی بالا نیست
کیفیت تصویر این پکیج تضمین شده است .
کیفیت تمامی مستند ها اچ دی HD میباشد و با فرمت AVI
۱- برای همه ی کسانی که عاشق تماشای مستند های هیجان انگیز و علمی و … هستند.
۲- برای آن دسته افرادی که به مستند های شبکه ۴ علاقه مند هستند.
۳-برای دانشجویان , دانش آموزان , مدرسین و مربیان که قصد دارند ساعتهای خود و شاگردان خود را به بهترین و سودمندترین برنامهها پر کنند.
۴- والدینی که قصد دارند فرزندان خود با برنامه های علمی و زیبا و جالب آشنا و سرگرم کنند.
۵- برای کسانی که قصد تقویت زبان انگلیسی خود را دارند.
۶- کسانی که قصد دارن با دیدن مستندهای علمی National Geographic در زمینه معماری، زیست و حیات وحش، مسائل اجتماعی، تکنولوژیهای روز، فنآوریهایت هایتک (مانند انرژی اتمی، سلولهای بنیادی، نانو تکنولوژی و …) خلاقیت خود را افزایش دهند.
National Geographic Americas Port Bomb Sweep – بندرگاه آمریکایی: جا به جایی بمب
National Geographic Americas Port Rush Hour in the Harbor – بندرگاه آمریکایی: یورش در بندرگاه
National Geographic Americas Port Black Market Bust – بندرگاه آمریکایی: انفجار بازار سیاه
National Geographic Ancient Megastructures Chartres: کلان سازههای باستانی – کلیسایا چارترز
National Geographic Ancient Megastructures The Great Pyramid – کلان سازههای باستانی – هرم اعظم
National Geographic Ancient Megastructures The Colosseum - کلان سازههای باستانی: آمفیتئاتر
National Geographic Bear Necessities – نیاز به خرس
National Geographic Bible Uncovered Hunt For The Ark – کتاب مقدس: رمزگشایی کشتی نوح
National Geographic Bible Uncovered Secret Code Of Revelation – کتاب مقدس: رمزگشایی راز مخفی وحی
National Geographic Big Bigger Biggest Airports – فرودگاههای بزرگ، بزرگتر و بزرگترین
National Geographic Bin Ladens Spy In America – جاسوس بن لادن در آمریکا
National Geographic Birth of The Solar System – تولد منظومه شمسی
National Geographic Blue Whale Odyssey – اودیسه وال آبی
National Geographic Brilliant Beasts – سینههای تابان
National Geographic Buffalo Warrior – جنجگویان بوفالو
National Geographic Crash Science Airplanes – بررسی علمی علل سقوط هواپیماها
National Geographic Crash Science Trains – بررسی علمی علل از ریل خارج شدن قطارها
National Geographic Dangerous Encounters Super Snake
National Geographic Darwins Lost Voyage – قطعه گم شده داروین
نام شریف آن بزرگوار فاطمه و مشهورترین لقب آن حضرت، «معصومه» است. پدر بزرگوارش امام هفتم شیعیان حضرت موسى بن جعفر (ع) و مادر مکرمه اش حضرت نجمه خاتون (س) است . آن بانو مادر امام هشتم نیز هست . لذا حضرت معصومه (س) با حضرت رضا (ع) از یک مادر هستند. ولادت آن حضرت در روز اول ذیقعده سال ١٧٣ هجرى قمرى در مدینه منوره واقع شده است. دیرى نپایید که در همان سنین کودکى مواجه با مصیبت شهادت پدر گرامى خود در حبس هارون در شهر بغداد شد. لذا از آن پس تحت مراقبت و تربیت برادر بزرگوارش حضرت على بن موسى الرضا (ع) قرارگرفت. در سال ٢٠٠ هجرى قمرى در پى اصرار و تهدید مأمون عباسى سفر تبعید گونه حضرت رضا (ع) به مرو انجام شد و آن حضرت بدون این که کسى از بستگان و اهل بیت خود را همراه ببرند راهى خراسان شدند. یک سال بعد از هجرت برادر، حضرت معصومه (س) به شوق دیدار برادر و ادای رسالت زینبی و پیام ولایت به همراه عده اى از برادران و برادرزادگان به طرف خراسان حرکت کرد و در هر شهر و محلى مورد استقبال مردم واقع مى شد. این جا بود که آن حضرت نیز همچون عمه بزرگوارشان حضرت زینب(س) پیام مظلومیت و غربت برادر گرامیشان را به مردم مؤمن و مسلمان مى رساندند و مخالفت خود و اهلبیت (ع) را با حکومت حیله گر بنى عباس اظهار مى کرد. بدین جهت تا کاروان حضرت به شهر ساوه رسید عده اى از مخالفان اهلبیت که از پشتیبانى مأموران حکومت برخوردار بودند،سر راه را گرفتند و با همراهان حضرت وارد جنگ شدند، در نتیجه تقریباً همه مردان کاروان به شهادت رسیدند، حتى بنابر نقلى حضرت(س) معصومه را نیز مسموم کردند. به هر حال ، یا بر اثر اندوه و غم زیاد از این ماتم و یا بر اثر مسمومیت از زهر جفا، حضرت فاطمه معصومه (س)بیمار شدند و چون دیگر امکان ادامه راه به طرف خراسان نبود قصد شهر قم را نمود. پرسید: از این شهر«ساوه» تا «قم» چند فرسنگ است؟ آن چه بود جواب دادند، فرمود: مرا به شهر قم ببرید، زیرا از پدرم شنیدم که مى فرمود: شهر قم مرکز شیعیان ما است. بزرگان شهر قم وقتى از این خبر مسرت بخش مطلع شدند به استقبال آن حضرت شتافتند; و در حالى که «موسى بن خزرج» بزرگ خاندان «اشعرى» زمام ناقه آن حضرت را به دوش مى کشید و عده فراوانى از مردم پیاده و سواره گرداگرد کجاوه حضرت در حرکت بودند، حدوداً در روز ٢٣ ربیع الاول سال ٢٠١ هجرى قمرى حضرت وارد شهر مقدس قم شدند. سپس در محلى که امروز «میدان میر» نامیده مى شود شتر آن حضرت در جلو در منزل «موسى بن خزرج» زانو زد و افتخار میزبانى حضرت نصیب او شد. آن بزرگوار به مدت ١٧ روز در این شهر زندگى کرد و در این مدت مشغول عبادت و راز و نیاز با پروردگار متعال بود. محل عبادت آن حضرت در مدرسه ستیه به نام «بیت النور» هم اکنون محل زیارت ارادتمندان آن حضرت است. سرانجام در روز دهم ربیع الثانى و «بنا بر قولى دوازدهم ربع الثانى» سال ٢٠١ هجرى پیش از آن که دیدگان مبارکش به دیدار برادر روشن شود، در دیار غربت و با اندوه فراوان دیده از جهان فروبست و شیعیان را در ماتم خود به سوگ نشاند .مردم قم با تجلیل فراوان پیکر پاکش را به سوى محل فعلى که در آن روز بیرون شهر و به نام «باغ بابلان» معروف بود تشییع نمودند. همین که قبر مهیا شد دراین که چه کسى بدن مطهر آن حضرت را داخل قبر قرار دهد دچار مشکل شدند، که ناگاه دو تن سواره که نقاب به صورت داشتند از جانب قبله پیدا شدند و به سرعت نزدیک آمدند و پس از خواندن نماز یکى از آن دو وارد قبر شد و دیگرى جسد پاک و مطهر آن حضرت را برداشت و به دست او داد تا در دل خاک نهان سازد. آن دو نفر پس از پایان مراسم بدون آن که با کسى سخن بگویند بر اسب هاى خود سوار و از محل دور شدند. بنا به گفته بعضی از علما به نظر مى رسد که آن دو بزرگوار، دو حجت پروردگار: حضرت رضا (ع) و امام جواد (ع) باشند چرا که معمولاً مراسم دفن بزرگان دین با حضور اولیا الهی انجام شده است. پس از دفن حضرت معصومه(س) موسى بن خزرج سایبانى از بوریا بر فراز قبر شریفش قرار داد تا این که حضرت زینب فرزند امام جواد(ع) به سال ٢۵۶ هجرى قمرى اولین گنبد را بر فراز قبر شریف عمه بزرگوارش بنا کرد و بدین سان تربت پاک آن بانوى بزرگوار اسلام قبله گاه قلوب ارادتمندان به اهلبیت (ع). و دارالشفای دلسوختگان عاشق ولایت وامامت شد.
۱- گران سنگی حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام
به گفته محدث بزرگ حاج شیخ عباس قمی و نویسنده کتاب قاموس الرجال در میان فرزندان امام موسی بن جعفر علیهالسلام بعد از امام رضا علیهالسلام حضرت معصومه علیهاالسلام برترین و گرانسنگترین آنها به شمار میآید.
۲- موقعیت معنوی
امام رضا علیهالسلام که در زیارتنامه حضرت معصومه علیهاالسلام در بزرگداشت و تجلیل آن حضرت او را دارای منزلت رفیع در نزد خداوند میخوانند و خواستار شفاعت خود، توسط آن حضرت در درگاه خداوندی میشوند.
۳- فقاهت
روزی گروهی از شیعیان به قصد دیدار امام موسی بن جعفر علیهالسلام و پرسش سؤالات خود به مدینه آمدند ولی امام در مدینه حضور نداشتند. از این رو، سؤالات خود را مکتوب به خانواده آن حضرت تحویل دادند تا در سفر بعدی، پاسخ آنها را از امام بگیرند. حضرت معصومه علیهاالسلام خود پاسخ پرسشها را نوشته به آنها داد. این گروه، در بین راه با امام موسی بن جعفر برخورد کردند و پاسخها را به امام ارائه نمودند. امام ضمن تأئید پاسخها ابراز خوشحالی کردند.
۴- اهل حدیث(محدث)
در تاریخ اسلام به بانوان با فضیلت و صاحب حدیثی برمیخوریم که نام خود را در زمره محدثان ثبت کردهاند. حضرت معصومه علیهاالسلام یکی از زنان بزرگ اهل بیت در این زمینه است.
نام مقدس: فاطمه کبری
لقب شریف: معصومه علیهاالسلام
پدر بزرگوارش: حضرت موسی بن جعفر علیهالسلام
مادر گرامی¬اش: حضرت نجمه خاتون
ولادت باسعادت: اول ذیقعده الحرام ۱۷۳ هـ.ق
محل ولادت: مدینه منوّره
ورود به قم: ۲۳ ربیعالمولود ۲۰۱ هـ.ق
هدف از مسافرت: دیدار برادر خود علی بن موسی الرضا علیهالسلام که در خراسان بود.
رحلت یا شهادت جانگداز: دهم ربیعالثانی ۲۰۱ هـ.ق (بنا به قول معتبر)
سنّ مبارک: ۲۸ سال
محل عبادتش در قم: بیتالنّور (واقع در میدان میر «قم»)
پاداش زیارت آن حضرت: بهشت برین
پنج چیز است که در هر کس نباشد امید چیزى از دنیا و آخرت به او نداشته باش : کسى که در نهادش اعتماد نبینى ، و کسى که در سرشتش کرم نیابى ، و کسى که در خلق و خوىاش استوارى نبینى ، و کسى که در نفسش نجابت نیابى ، و) کسى که از خدایش ترسناک نباشد.

۱٫ مؤمن ، مؤمن واقعى نیست ، مگر آن که سه خصلت در او باشد : سنتى از پروردگارش و سنتى از پیامبرش و سنتى از امامش . اما سنت پروردگارش ، پوشاندن راز خود است ، اما سنت پیغمبرش ، مدارا و نرم رفتارى با مردم است ، اما سنت امامش صبر کردن در زمان تنگدستى و پریشان حالى است
(اصول کافى ، ج ۳ ، ص ۳۳۹)
۲٫ پنهان کننده کار نیک ( پاداشش ) برابر هفتاد حسنه است و آشکار کنندهکار بد سرافکنده است ، و پنهان کننده کار بد آمرزیده است
(اصول کافى ، ج ۴ ، ص ۱۶۰)
۳٫ از اخلاق پیامبران ، نظافت و پاکیزگى است
(تحف العقول ، ص ۴۶۶)
۴٫ امین به تو خیانت نکرده ( و نمىکند ) و لیکن ( تو ) خائن را امین تصورنمودى
(تحف العقول ، ص ۴۶۶)
۵٫ برادر بزرگتر به منزله پدر است
(تحف العقول ، ص ۴۶۶)
۶٫ دوست هرکس عقل او ، و دشمنش جهل اوست
(تحف العقول ، ص ۴۶۷)
۷٫ دوستى با مردم ، نیمى از عقل است
(تحف العقول ، ص ۴۶۷)
۸٫ به درستى که خداوند ، سر و صدا و تلف کردن مال و پر خواهشى را دوستندارد
(تحف العقول ، ص ۴۶۷)
۹٫ عقل شخص مسلمان تمام نیست ، مگر این که ده خصلت را دارا باشد : از اوامید خیر باشد ، از بدى او در امان باشند ، خیر اندک دیگرى را بسیار شمارد ، خیر بسیار خود را اندک شمارد ، هرچه حاجت از او خواهند دلتنگ نشود ، در عمر خود از دانشطلبى خسته نشود ، فقر در راه خدایش از توانگرى محبوبتر باشد ، خوارى در راه خدایش از عزت با دشمنش محبوبتر باشد ، گمنامى را از پرنامى خواهانتر باشد . سپس فرمود : دهمى چیست و چیست دهمى ! به او گفته شد : چیست ؟ فرمود : احدى را ننگرد جز این که بگوید او از من بهتر و پرهیزگارتر است
(تحف العقول ، ص ۴۶۷)
۱۰٫ از امام رضا ( ع ) سؤال شد : سفله کیست ؟ فرمود : آن که چیزى دارد کهاز ( یاد ) خدا بازش دارد
(تحف العقول ، ص ۴۶۶)
فرود آمد و منبری از نور و روشنی
و خطبه خوان علی و فاطمه بود جبرئیل امین
و طوبی شاد و با نغمههای وزین
و صدای سلام و صلوات خدای علّی
و فاطمه یک دنیا و یک دنیا علی
و چه خوب شد که فاطمه گشت همراه علی
و چند فرشته به پشت سر و پیش رو
نوید در میدهند شاد باش ای رب منجلی
که وصال در دست فاطمه است و علی
و هزاران سلام و هزاران گلواژه نوید
رسید رسید به گوش همه با وصال فاطمه و علی
و مدینه، خانه علی و شور و شوق وصف ناپذیر
رسید ندا که برآیید همه کائنات در جشن فاطمه و علی
عیدتان مبارک…

ساعت STORM بر خلاف ساير ساعت هاي موجود ،
نه يك ساعت عقربه اي است و نه يك ساعت كامپيوتري!
همراه با كتاب راهنماي نگهداري زيورالات بعنوان هديه
همانطور كه در تصوير مشاهده ميكنيد اين ساعت با ظاهري متفاوت و مدرن به بازار
ارائه شده است. صفحه اين ساعت در حالت عادي خاموش بوده و زماني كه شما دكمه آن را
لمس كنيد تمام چراغ هاي ساعت با يك رقص نور خارق العاده روشن شده و ساعت براي شما
نمايش داده خواهد شد كه مطمئنا ديگران را حيرت زده خواهد كرد.
از ديگر خصوصيات اين ساعت دارا بودن تقويم مي باشد. همچنين بند اين ساعت تمام استيل
بوده و داراي يك سال گارانتي تعويض مي باشد.

Sale iPad 3 Skins





