
اين محصول يكي از بهترين محصولات مراقبتي موي سر مي باشد كه براي اولين بار در ايران عرضه شده است. اين محصول داراي پايه ي گياهي بوده و نه تنها ضرري به موهاي شما ندارد بلكه مفيد نيز مي باشد.
فرمول اين شامپو در مركز تحقيقات بين المللي و طي تحقيقات بسيار زياد بر اساس خصوصيات موي سر مردان شرقي بدست آمده و پس از چندين بار تست و آزمايش به عرضه در آمده است.
تنها محصولي كه فقط در 10-15 دقيقه موهاي سفيد شما را پوشش مي دهد و شما راجوانتر از هميشه نشان مي دهد.
برخي از امكانات و قابليتها
از بين بردن سفيدي مو براي هميشه
جواني خود را حفظ كرده و هرگز چهره پير را براي خود نبينيد
روي رنگدانه هاي مو تاثير گذاشته و آنها را به رنگ طبيعي خود باز مي گرداند
حتي نياز به دكلره نيست
باعث تقويت مو و ضد شوره
اين محصول ويژه را يكبار تجربه كنيد !!
طريقه مصرف:
نحوه استفاده از اين محلول به سادگي استفاده از شامپوهاي معمولي بوده و نياز به هيچگونه مواد اضافي ندارد.
فقط كافيست اين شامپو را به موهايتان بزنيد و به مدت 7-10 دقيقه ماساژ دهيد ( در صورتيكه موهاي شما ضعيف مي باشد به مدت بيشتري ماساژ را ادامه دهيد. ) و سپس با اب آبكشي نماييد.
محل دفن حضرت زینب علیهاالسلام
یکى از موضوعات مورد پرسش تعیین محل دقیق قبر مطهر حضرت زینب کبرى علیها السلام است. این سؤال به خاطر انتساب مکانهاى مختلفى به آن بانوى بزرگوار در کشورهاى مختلف است.
از قدیم الایام سه مکان به عنوان قبر مطهر این بانوى بزرگوار مطرح است و هرکدام نیز طرفدارانى دارد.
۱- قبرى که در شهرک زینبیه امروز در نزدیکى دمشق، پایتخت فعلى کشور سوریه وجود دارد. علماى قدیم از این مکان (شهرک زینبیه) به «غوطه» یا «راویه» تعبیر آوردهاند. زائران ایرانى که جهت زیارت به سوریه مىروند، این مکان را زیارت مىکنند.
۲- محلى که در شهر قاهره پایتخت مصر به نام «زینبیه» مشهور است.
۳- شهر مدینه نیز به عنوان محل دفن حضرت زینب علیها السلام معرفى شده است، گرچه در مدینة النبى محلى به این نام مثل دمشق و قاهره وجود ندارد.

مرحوم حاج شیخ عباس قمى به نقل از استاد خودش مرحوم محدث نورى(۱)، و دیگران احتمال شام را تقویت کردهاند. محقق اخیر با روشى عالمانه احتمال مصر را رد کرده و با قرائن و شواهدى اثبات کرده است که حضرت زینب کبرى علیها السلام در شام دفن شده است.
براى هر یک از این سه احتمال دلائلى ذکر شده است که به بیان هر یک و نقد آن خواهیم پرداخت.

الف: احتمال مصر
براى این احتمال دلایلی بیان شده است که مهمترین آنها دلیل روایی است:
نسابه عبیدلى در کتاب «اخبار الزینبات» ۶ روایت نقل کرده است که بر اساس مضمون آنها باید حضرت زینب (علیهاالسلام) درمصر دفن شده باشد.
نقد و بررسی:
اما این روایات از نظر سند و محتوا قابل اعتماد نیست. محمد حسنین سابقى نویسنده کتاب مرقد العقیله زینب علیها السلام اشکالاتى را براین احادیث وارد کرده و میگوید اکثر راویانى که عبیدلى این روایات را از آنان نقل کرده است، مجهول هستند و پس از بررسى و تتبع فراوان در کتب رجال وتراجم و نسب هیچ اثرى از آنان به دست نیامد. مفاد این روایات نیز خالى از تناقض و اشکال تاریخى نیست.
سخن به نام و یاد زینب، ناخدای عفت و پاکدامنی است اما اول باید دانست که عفت چیست و عفیف که؟
امیر مومنان على علیهالسلام فرمود: «من کساه الحیاء ثوبه؛ لم یر النّاس عیبه؛ آن کس که با لباس حیاء خود را بپوشاند کسى عیب او را نبیند.»(۱)
و آن حضرت فرمود: «مَن لاحَیاءَ لَهُ لاخَیر فِیهِ کسى که حیا ندارد، خیرى در او نخواهد بود.»(۲)
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود: «الحَیاءَ عَشرَةُ اَجزاءٍ فَتِسعَة فِى النِّساءِ وَ واحِدٌ فى الرِّجالِ؛ حیاء ده جزء دارد، نه سهم آن در زنها است، و یک سهم آن در مردان.»(۳)
و بانوى حیا، زینب کبرى علیهاالسلام تمامى آن را در کنار پرورش پدر و مادر دارا مىباشد.

نمونههایى از حیاى زینب علیهاالسلام
۱٫ فرزند بیت حیا و عفّت:
تأثیر وراثت و خانواده در رفتار و کردار انسان تردید پذیر نیست. امروزه به روشنى ثابت شده است که بخشى از صفات، خوب و بد، از راه وراثت، از نسلى به نسلى منتقل مىشوند و به همین جهت خانواده هایى که پیامبران در آن متولّد شدند، عموماً پاک و اصیل بودند به همین جهت در منابع اسلامى نیز از ازدواج با زنان زیبایى که در خانوادههاى ناپاک و عارى از حیا به بار آمدهاند نهى شده است. در کنار وراثت، تربیت مطرح است، زیرا بخشى از فضایل و کمالات با تربیت صحیح به فرزندان منتقل مىشود.
در زندگى زینب علیهاالسلام این دو عامل (وراثت و تربیت) در بالاترین حد خویش وجود داشت، زینب از سینه حیا شیر نوشید و در دامان حیا و پاکى تربیت یافته، چنان که در زیارت نامه آن بانوى گرانسنگ مىخوانیم: «السَّلامُ عَلى مَن رَضَعت بِلُبانِ الاِیمان؛ سلام بر کسى که از سینه ایمان شیر نوشید. و ایمان و حیا همراه و ملازم همدیگرند. «الحیاء و الایمان مقرونان»(۴)
| آن که پا تا به سر ایمان و حیاست |
| خونـش آمیخـته با خون خداست |
| عشـق را هـمـسفر کربـبـلاسـت |
| مظهر عصمت و پاکى، تقواست |
| بـه یـقـیـن زیـنـب کـبـرى بـاشـــد |
| زاده حـیـــدر و زهــــرا باشـــــد |
آرى! زینب کبرى علیهاالسلام در خانه وحى و ولایت، از پدر و مادر معصوم به دنیا آمد و در آغوش نبوت، مهد امامت و ولایت و مرکز نزول وحى الهى نشو و نما نمود و از سینه یگانه مادر معصوم جهان هستى «فاطمه زهرا علیهاالسلام» شیر خورد و از ابتداى شیرخوارگى در آغوش پرمهر مادر، عفت، حیا، شهامت و عطوفت را فرا گرفت و هم زمان با دوران شیرخوارگى در محضر بزرگترین استادان جهان انسانیت یعنى رسول اللّه صلیاللهعلیهوآله و امیرالمؤمنین و دو برادر بزرگوارش امام حسن علیهالسلام و امام حسین علیهالسلام تربیت یافت. در نتیجه، گمان نمىرود که تا به حال هیچ دخترى به آن تربیت بلند که زینب علیهاالسلام در آن خانواده بزرگ به آن نایل گردید، رسیده باشد زینب کبرى اکثر اوقات در کنار جد مهربانش رسول خدا بود، انس زینب علیهاالسلام به رسول خدا صلیاللهعلیهوآله و نیز محبّت حضرت به این دختر در وصف و بیان نمىگنجد.
فاطمه زهرا سلام اللّه علیها در آن مدّت کوتاه نهتنها دخترش زینب را از نظر رشد فکرى، اخلاقى، فرهنگى و معنوى تربیت کرد بلکه او را از بسیارى از علوم قرآنى و پیش آمدهاى آینده آگاه نمود. و حیا و عفت را عملاً به او آموخت تا آنجا که نابینایى بر فاطمه وارد مىشود پشت پرده مىرود، این درسهاى حیا را زینب علیهاالسلام بخوبى فرا گرفت.
زینب تربیت شده پدرى است که در اوج شجاعت و قهرمانى، از بالاترین حد حیا برخوردار است. و اوج حیایى آن مادر پاکدامن و این پدر دلاور را هنگام خواستگارى على از زهرا علیهم السلام مىبینیم که جز سکوت محض هیچ نمىگویند.(۵)

از این دو دریاى حیا و پاکى شیر زنى چون زینب علیهاالسلام که مجسمه حیا است به وجود مىآید. و این والدین معصوم سخت از مرز حیا و عفت او پاسدارى مىکردند.
در پنجم جمادى الاولى سال پنجم یا ششم هجرت (۱) خانه نبوت با بىقرارى تمام در انتظار مولودى بود که تا چند لحظه دیگر پاى به این جهان مىنهاد. پس از آن که لحظه فرخنده فرا رسید، خبر مسرت بخش آن منتشر شد و عطر خوش این ولادت کوچههاى مدینه را فراگرفت. رسول گرامى اسلام صلى الله علیه و آله پس از تبریک و تهنیت، نام او را «زینب» گذاشت تا به این وسیله خاطره دختر مرحومهاش «زینب» را که کمى قبل از ولادت این کودک، جهان را بدرود گفته بود زنده نگاه دارد. او بعدها در کسب فضایل و مناقب و کمالات انسانى زبان زد عام و خاص گشت; به حدى که براى او بیش از ۶۰ لقب ذکر شده است. برخى از این القاب عبارتند از: نائبة الزهراء، ملیکة النساء، سیدة العقایل، فصیحة، بلیغة، کاملة، عابدة، فاضلة، عارفة، صابرة، و عظیمة بلواها. (۲)
مرحوم آیت الله محمد حسین غروی اصفهانى معروف به کمپانى در سرودههاى معروف خود به فضائل و القاب آن بانوى بزرگ اشاره کرده است که براى اختصار به ذکر برخى از ابیات آن اکتفا مىکنیم:

| ما ورثتـه مـن نـبـى الـرحـمة |
| جوامع العلم اصول الحکمـة |
| سر ابیـهـا فى علـو الـهـمـة |
| والصبر فى الشدائد الملمة |
| ثـبـاتـهـا تـنـبـئ عـن ثـبـاتــه |
| کان فیــها کــل مـکـرمــاتــه |
| لها من الصبر على المصائب |
| ما جل ان یعد فى العجائب۳ |
«او گنجینه های علم و اصول حکمت را از پیامبر رحمت به ارث برده است. در بلند مرتبه بودن همت و صبر در سختیهاى خسته کننده و طاقت فرسا سرّ پدرش بود. (یعنى اوصاف پدرش در او نهان بود).
گذری به مصائب زینب علیها السلام
آن بانوى عظیم الشان – که به واقع زینت پدر و گل خوشبوى ولایتبود – در مقام و منزلت و فضائل اخلاقى چنان بود که او را عقیله بنى هاشم نام نهادند. او على رغم چنین مقام و منزلتى و على رغم تمام سفارشات و وصایاى رسول گرامى اسلام در مورد اهل بیت علیهم السلام آماج بیشترین نامهربانیها قرار گرفت و با صبر و بردبارى و استقامتبىنظیر، چشمهاى جهانیان را خیره کرد.
اگرچه برشمردن تمام مصائب زینب کبرى علیها السلام و درک عمق فجایعى که در طول دوران زندگى بر ایشان وارد شد از طاقت ما خارج است، ولى با بیان پارهاى از آنها ام المصائب بودن ایشان را از دور به نظاره مىنشینیم، امید است که بتوانیم در این دانشگاه انسان ساز، درسهاى آموزنده اخلاقى را فراگیریم و با عمل به آنها به تهذیب و تزکیه نفس خویش بپردازیم.
آب دریـا را اگـر نـتـوان کـشـیـد هم به قدر تشنگى باید چشید
یکى از نویسندگان خوش ذوق فهرستى از برخى مصائب آن بانوى گرانقدر تهیه کرده و بیش از چهل مصیبتبراى ایشان بیان نموده است (۲۴) که در این نوشتار در چند مرحله به برخى از آنها اشاره مىکنیم.

الف) دوران پدر و مادر
دوران کودکى زینب علیها السلام که گمان مىرفتبهترین دوران زندگى او باشد، با رنجها و تلخیهاى بسیارى همراه بود. از طرفى با فراق بزرگترین انسان تاریخ; پیامبر گرامى اسلام صلى الله علیه و آله دیگر نمىتوانست آغوش گرم ایشان را که آرامش بخش روح و روان او بود احساس کند، و از طرف دیگر لحظه به لحظه با درد و رنجهاى مادر مهربانش همراه بود; رنجهایى که تاریخ بشریت را تیره و تار نمود و لکه ننگى بر پیشانى مسببان آن تا ابدیتباقى گذاشت و دل اندیشمندان را جریحهدار نمود.
امیر مومنان علی علیه السلام: شدیدترین بلاها و مصائب بر پیامبران وارد مىشود، سپس به اوصیاء و بعد به شبیهترین افراد به آنها آن گل خوشبوى زهرا علیها السلام از غم و اندوه مادر، غمگین مىگشت و مىگریست. در آن هنگام که شدت ضربه درب خانه توسط مهاجمان، پهلوى صدیقه طاهره را شکست، گویى پهلوى زینب بود که مىشکند، وقتى ضربه تازیانه دست مادرش را مجروح ساخت، گویى که تازیانهاى بر قلب نازنین زینب وارد شده است، این حوادث و مصائب همیشه در ذهن آن دختر کوچک باقى بود و بر سینه پرعاطفه او سنگینى مىکرد، ولى این پایان کار نبود و رنجها و سختیها یکى پس از دیگرى خود را نمایان مىساخت تا این که مصیبتسخت و طاقت فرساى شهادت مادر چون کوهى از مصائب در برابر او پدیدار گشت.
قدامة بن زائده از پدرش نقل مىکند که امام سجاد علیه السلام به من فرمود: اى زائده! شنیدهام به زیارت امام حسین علیه السلام مىروى؟ چگونه به زیارت او مىروى و حال آنکه مقام و منزلتى نزد سلطان خود دارى; سلطانى که محبت ما را تحمل نمىکند. عرض کردم: به خدا قسم چنین نمىکنم مگر به خاطر خدا و رسولش و از هیچ غضبى (از ناحیه سلطان) نمىترسم. سپس امام علیه السلام خبرى را برایم نقل فرمود که: وقتى در کربلا یاران امام شهید شدند و براى اسیرى روانه کوفه مىشدیم، به اجساد شهیدان که دفن نشده بودند نگاه مىکردم و این برایم سختبود تا جایى که نزدیک بود جان از بدنم جدا شود، زینب علیها السلام آمد و گفت: «مالى اراک تجود بنفسک یا بقیة جدى و ابى واخوتى; چه شده است که مىبینم مىخواهى بذل جان کنى، اى یادگار جد و پدر و برادرانم؟» گفتم: چگونه ناراحت نباشم و حال آنکه پدر و برادران و عمو و پسر عمو و اهلم به خونهایشان آغشته شدهاند و برهنه هستند و کفن نشدهاند و مدفون نمىگردند؟
و جبرئیل گفت: بدرستى که نوه تو – اشاره فرمود به حسین – در بین گروهى از ذریه و اهلبیت و خوبان امت تو در کنار فرات کشته خواهد شد، در زمینى که کربلا نام دارد.» پس پیامبر فرمود: «این بود آنچه مرا به گریه انداخت و محزون ساخت

ارائه شده برای اولین بار در سایت باران تک با قیمت استثنایی
به همراه دی وی دی کامل جفت گیری حیوانات
نیازی به خرید این مجموعه در تعداد دی وی دی بالا نیست
کیفیت تصویر این پکیج تضمین شده است .
کیفیت تمامی مستند ها اچ دی HD میباشد و با فرمت AVI
۱- برای همه ی کسانی که عاشق تماشای مستند های هیجان انگیز و علمی و … هستند.
۲- برای آن دسته افرادی که به مستند های شبکه ۴ علاقه مند هستند.
۳-برای دانشجویان , دانش آموزان , مدرسین و مربیان که قصد دارند ساعتهای خود و شاگردان خود را به بهترین و سودمندترین برنامهها پر کنند.
۴- والدینی که قصد دارند فرزندان خود با برنامه های علمی و زیبا و جالب آشنا و سرگرم کنند.
۵- برای کسانی که قصد تقویت زبان انگلیسی خود را دارند.
۶- کسانی که قصد دارن با دیدن مستندهای علمی National Geographic در زمینه معماری، زیست و حیات وحش، مسائل اجتماعی، تکنولوژیهای روز، فنآوریهایت هایتک (مانند انرژی اتمی، سلولهای بنیادی، نانو تکنولوژی و …) خلاقیت خود را افزایش دهند.
National Geographic Americas Port Bomb Sweep – بندرگاه آمریکایی: جا به جایی بمب
National Geographic Americas Port Rush Hour in the Harbor – بندرگاه آمریکایی: یورش در بندرگاه
National Geographic Americas Port Black Market Bust – بندرگاه آمریکایی: انفجار بازار سیاه
National Geographic Ancient Megastructures Chartres: کلان سازههای باستانی – کلیسایا چارترز
National Geographic Ancient Megastructures The Great Pyramid – کلان سازههای باستانی – هرم اعظم
National Geographic Ancient Megastructures The Colosseum - کلان سازههای باستانی: آمفیتئاتر
National Geographic Bear Necessities – نیاز به خرس
National Geographic Bible Uncovered Hunt For The Ark – کتاب مقدس: رمزگشایی کشتی نوح
National Geographic Bible Uncovered Secret Code Of Revelation – کتاب مقدس: رمزگشایی راز مخفی وحی
National Geographic Big Bigger Biggest Airports – فرودگاههای بزرگ، بزرگتر و بزرگترین
National Geographic Bin Ladens Spy In America – جاسوس بن لادن در آمریکا
National Geographic Birth of The Solar System – تولد منظومه شمسی
National Geographic Blue Whale Odyssey – اودیسه وال آبی
National Geographic Brilliant Beasts – سینههای تابان
National Geographic Buffalo Warrior – جنجگویان بوفالو
National Geographic Crash Science Airplanes – بررسی علمی علل سقوط هواپیماها
National Geographic Crash Science Trains – بررسی علمی علل از ریل خارج شدن قطارها
National Geographic Dangerous Encounters Super Snake
National Geographic Darwins Lost Voyage – قطعه گم شده داروین
نوشتن درباره رسالتحضرت زینب کارى بس مشکل و طاقت فرساست، اما بر حسب ضرورت، اشارهاى کوتاه و مختصر به آن مىکنیم. چون زینب تربیتشده خاندان وحى و امامت بود و به حقیقت دین آشنایى کامل داشت، وقتى دین را در دست عدهاى ستمگر دید و مردم زمانه را از ظلم و جور حکام خود غافل یافت به صرافت دریافت اگر مردم را به گونهاى از بدعتها و ظلم و ستمها و ناحق بودن حاکمان زمانه آگاه نسازند از دین چیزى جز ظاهر آن باقى نمىماند، از این رو با امام حسین علیهالسلام همراه شد به امید آن که نادرستیها و ناشایستگیها را از دین بزدایند. البته تا زمانى که امام حسین علیهالسلام در قید حیات بودند ایشان در همه امور از امام علیهالسلام اطاعت مىکرد، اما وقتى متوجه شد از مردان بنىهاشم کسى جز امام زین العابدین علیهالسلام باقى نمانده و او هم چنان رنجور است که تا مدتها توان ندارد به وظایف امامت خویش قیام کند تصمیم گرفت در کنار امام سجاد علیهالسلام به رسالتى که براى خویش احساس مىکرد عمل نماید. زینب علیهاالسلام موارد زیر را از وظایف اصلى رسالت خویش مىدانست:

۱٫ سعى داشت در هر فرصتى با خطبه و سخنرانى عمال و حکومتیان را رسوا سازد و مردم را از جنایتى که آنان مرتکب شده بودند آگاه نماید، تا با مفتضح ساختن دستگاه حکومتى خون عزیزانش هدر نرود و انقلاب کربلا بىثمر نماند، انقلابى که ثمرهاش معیارى براى تمیز حق از ناحق بود.
چندین سال پیش مجله لبنانی النهج مورخ چهاردهم سپتامبر ۱۹۶۰ (۲۳ شهریور ۱۳۳۹) مقاله ای از امام موسی صدر به مناسبت میلاد رسول اکرم منتشر کرد. از آن جا که این مطلب حاوی نکات بدیع و تازه ای می باشد به فارسی برگردانده شده و تقدیم می شود.
ذهن آدمی از سپیده دم آفرینش، همواره در پی شناخت بوده است. از همین رو در طی هزاران سال در خود وپیرامون خود، به کشف ناشناختهها پرداخت و با تلاشی جانکاه در پی حقیقت گشت. آنچه بیش از همه آدمی را به تکاپو وا میداشت و او را به اندیشیدن بر میانگیخت، ترس او بر سرنوشت خویش بود. زیرا که خود را در جهانی پر سطوت، که از زمین وآسمان بر او دشمنانی بزرگ را چیره میکرد، ناتوان میدید، ویارای برابری با آنها را نداشت. امنیت وثبات دو انگیزه ژرف ودو هدف دور دست او، در پس نگاههای خیره وترسان او در معمای طبیعت، بودند. برای تحقق امنیت وآسایش تنها دو راه پیش رو داشت:
- چیرگی بر طبیعت
- سازش با طبیعت از هر راه ممکنی.
چون در آن دوران از تحقق امر نخست فرو مانده بود، به اکراه، به کوشش برای تحقق امر دوم تن داد. از این رو به بندگی اوهامی گوناگون پرداخت که خود آنها را خلق کرده بود. این امر در قرآن کریم و همچنین در تاریخ ادیان وعقاید به وضوح دیده میشود.
جهل که در آن هنگام دلیل موجهی بود، در روزگاران دیر پای دوره بت پرستی، مایه دوری انسان از جایگاه والایش بود. مقصود ما از بت پرستی، مفهومی اعم از نظام شرک آلود است. آنچه میان ساخته دست آدمی وموجودات معبود او، همچون اجرام آسمانی، درختان وحیوانات، مشترک است، همان وهم بر ساخته در این نمادهاست، که آدمیان به شیوه فریبکارانه وبرای مجاب کردن عقل، در برابر آن اوهام فروتنی ورزیدند. چنانکه ما کودکان را با سرگرمی ساکت میکنیم، آدمی نیز عقل خویش را اینگونه خاموش ساخت.
خداى سبحان در آیه ۱۵۷ سوره اعراف چنین فرموده است: «الذین یتبعون الرسول النبى الامى الذی یجدونه مکتوبا عندهم فى التوراة و الانجیل یامرهم بالمعروف و ینهاهم عن المنکر… .»
از این آیه شریفه استفاده مىشود که اهل کتاب در عصر نزول قرآن، بشارت به حضرت رسول اکرمصلى الله علیه وآله را در کتابهاى خود مىیافتهاند. همچنین بر اساس آیه سوره مبارکه صف، حضرت عیسىعلیه السلام خود را مبشر پیامبرى به نام «احمد» مىداند:
«و اذ قال عیسى بن مریم یا بنیاسرائیل انی رسول الله الیکم مصدقا لما بین یدى من التوراة و مبشرا برسول یاتی من بعدى اسمه احمد فلما جاءهم بالبینات قالوا هذا سحر مبین.» (صف: ۶)
این آیات و نظایر آن ما را از مراجعه به تورات و انجیل موجود بىنیاز مىسازد. گذشته از آن، کسى که اندک آشنایى با عهدین موجود داشته باشد به یقین مىداند که این کتب اندک شباهتى با تورات و انجیل مورد نظر قرآن ندارند، حتى ترکیب و صورت محرفى از آنها نیز نمىتوانند باشند. عهدین موجود «سیره مانندى» بیش نیستند که در طول قرنهاى متمادى، نویسندگان بسیارى آنها را به رشته تحریر در آوردهاند. بنابراین، جستجو از بشارتهاى قرآنى در این کتابها اساسا خطاست. با وجود این، شواهد و قراینى در آنها وجود دارد که به خوبى، بر پیامبر اکرمصلى الله علیه وآله قابل تطبیق است. این شواهد و قراین هم در عهد عتیق و هم در عهد جدید قابل پیگیرى است.

پیامبر موعود در عهد عتیق
در عهد عتیق بشارتهاى بسیارى وجود دارد. در میان آنها، مواردى هست که در طول تاریخ تنها بر پیامبر اکرمصلى الله علیه وآله قابل تطبیق است. از این نمونه است آنچه در خطاب به حضرت موسىعلیه السلام در سفر تثنیه از عهد عتیق آمده است:
پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم پیش ازآنکه مبعوث به رسالتشود، همه ساله یک ماه تمام را در غار حرا به عبادت مىپرداخت ودر پایان ماه از کوه سرازیر مىشد ویکسره به مسجد الحرام مىرفت وهفتبار خانه خدا را طواف مىکرد وسپس به منزل خود باز مىگشت.
پیامبر هر سال در کوه حرا به عبادت مىپرداخت وجز من کسى او را نمىدید.
در اینجا این سؤال پیش مىآید که با عنایتشدیدى که پیامبر نسبتبه حضرت على داشت آیا او را همراه خود به آن محل عجیب عبادت ونیایش مىبرد یا او را در این مدت ترک مىگفت؟
قراین نشان مىدهد از هنگامى که پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم حضرت على علیه السلام را به خانه خود برد هرگز روزى او را ترک نگفت.مورخان مىنویسند:
على آنچنان با پیامبر همراه بود که هرگاه پیامبر از شهر خارج مىشد وبه کوه وبیابان مىرفت او را همراه خود مىبرد. (۱)

ابن ابى الحدید مىگوید:
احادیث صحیح حاکى است که وقتى جبرئیل براى نخستین بار بر پیامبر نازل شد و او را به مقام رسالت مفتخر ساخت على در کنار حضرتش بود.آن روز از روزهاى همان ماه بود که پیامبر براى عبادت به کوه حرا رفته بود.
امیر مؤمنان، خود در این باره مىفرماید:
«ولقد کان یجاور فی کل سنة بحراء فاراه ولا یراه غیری…». (۲)
این مطلب از نظر تاریخ مسلم است که:
اولا-رسول خدا(ص)در تمام دوران زندگى قبل از بعثتخود،لحظهاى در برابر بتها پرستش نکرد،و از آئین مشرکین وبتپرستان و سنتها و مراسم شرکآلود و غلط ایشان پیروى نکرد،و از«اکل میته»و ذبائحى که نام خدا بر آنها ذکر نشده بودنمىخورد،و اینکه در صحیح بخارى و مسند احمد بن حنبل آمدهاست که گویند:
براى رسولخدا(ص)سفره غذائى حاضر کردند،و زید بنعمرو بن نفیل (۱) را نیز بر سر آن سفره خواندند،ولى زید از حضور برسر آن سفره خوددارى کرده گفت:
«انا لا آکل مما تذبحون على انصابکم،و لا آکل الا ما ذکر اسمالله علیه»
من از آنچه شما بر بتهاى خود ذبح میکنید نمىخورم و جز آنچه را نامخدا بر آن برده شده نخواهم خورد. و در نقل احمد بن حنبل هست کهرسول خدا(ص)بر سر سفرهاى با سفیان بن حارث غذا میخورد وزید از آنجا عبور کرد و آن دو او را به خوردن دعوت کردند و او چنین پاسخى داد… (۲)
مخدوش و غیر قابل قبول است و از اینرو خود اهل سنت و آنها که صحیح بخارى را صحیحترین کتابهاى حدیثى میدانند نتوانستهاند آنرا بپذیرند و در صدد توجیه برآمده که از آنجملهسهیلى در کتاب«الروض الانف»گوید:
«کیف وفق الله زیدا الى ترک ما ذبح على النصب و ما لم یذکراسم الله علیه و رسوله(ص)کان اولى بهذه الفضیلة فى الجاهلیةلما ثبت من عصمة الله تعالى له» (۳) یعنى چگونه خداوند به زید این توفیق را عنایت کرد که از خوردنذبحى که براى بتها ذبح شده و یا نام خدا بر آن جارى نشده بود خوددارىکند،ولى به رسول خدا چنین توفیقى نداد،با اینکه رسول خدا(ص)بهچنین فضیلتى سزاوارتر بود بخاطر عصمتى که از سوى خداى تعالىداشت:
و آنگاه درصدد پاسخ و توجیه برآمده و گوید:
«لیس فى الروایة انه قد اکل من السفره و بان شرع ابراهیم انما جاء بتحریمالمیتة لا بتحریم ما ذبح لغیر الله تعالى فرید امتنع عن اکل ما ذبح لغیر الله براى رآهلا بشرع ما تقدم»
یعنى در روایت نیامده که آنحضرت از آن سفره چیزى خورد،و از این گذشتهشرع ابراهیم میته را حرام کرده بود نه آنچه را که نام خدا بر آن جارى نشده بود،و ازاینرو زید طبق راى خود از خوردن آن غذا خوددارى کرد نه بخاطر شریعت گذشته.

ولى براى خواننده محترم روشن است که این پاسخ نمیتوانداشکال و شبهه را از ذهن انسان رفع کند و بهتر آن است که اصلحدیث را که بگفته ایشان بر خلاف دلیلهائى است که عصمترسول خدا(ص)را ثابت کرده مردود بدانیم و آنرا نپذیریم.
و همچنین حدیث«استلام اصنام»-دست و صورت مالیدنبه بتها بعنوان تبرک و احترام-که در روایات ایشان آمده (۴) وروایات دیگرى که حکایت از مشارکت آنحضرت در مراسمشرکآمیز آنها میکند همگى مردود و مخالف با مبانى و اصول خودآنها در باب نبوت آن بزرگوار است.
ثانیا از نظر تاریخ مسلم است که آنحضرت قبل از بعثتعبادتهائى از قبیل نماز و روزه و طواف و حج و عبادتهاى دیگرىانجام میداده چنانچه در حدیث عایشه و دیگران در ماجراى بعثتاین جمله بود که:
«فکان یخلو بغار حراء فیتحنث فیه»
و«تحنث»را به«تعبد»معنا کرده بودند.
و مرحوم فتال نیشابورى در روضة الواعظین گفته:
«رسول خدا(ص)از اول تکلیف روزه میگرفت و نمازمىگذارد،بعکس آنچه در میان قوم معمول بود و چون به سنچهل سالگى رسید خداوند بوسیله جبرئیل او را مامور به ابلاغرسالت فرمود…» (۵)

و اکنون با توجه به این دو مقدمه این بحث پیش آمده که آیارسول خدا(ص)در پیروى از مرام مقدس توحید و عمل بهدستورات و اعمال دینى تابع چه شریعتى بوده؟آیا شریعت انبیاءگذشته و یا شریعتخود یعنى شریعت مقدس اسلام که بعدامامور به ابلاغ و اظهار آن گردید…و در آن وقت تنها خودآنحضرت مامور به پیروى و انجام اعمال آن بود…
و بنابر آنچه گفته شد تذکر این نکته در اینجا لازم است کهبه نظر نگارنده طرح این بحثبنحوى که در کتابهاى دانشمنداناسلامى اعم از دانشمندان شیعه و اهل سنت-آمده خالى از نوعىتسامح و بىدقتى نیست زیرا آن مسئله را به این نحو و با اینعبارت طرح کرده و گفتهاند:
«اعلم ان علماء الخاصه و العامه اختلفوا فى ان النبى(ص) هل کان قبل بعثته متعبدا بشریعته ام لا…» (۶) و یا این عبارت که از یکى از دانشمندان بزرگ اهل سنتاست که میگوید:
«و قد اختلف العلماء فى تعبده قبل البعثه هل کان على شرع ام لا؟» (۷) یعنى علماء اختلاف دارند در اینکه تعبد و انجام عبادتهاى آنحضرت پیش ازماجراى بعثت آیا بر طبق شرعى از شرایع بوده یا نه؟
و وجه تسامح و بىدقتى همین است که اعمال و عبادات آنبزرگوار بطور مسلم بر طبق شریعتى انجام میشده که آن شریعتیاشریعت پیمبران گذشته بوده و یا شریعتخود آن بزرگوار…
و شاید مرحوم علامه(ره)در شرحى که بر مختصر ابن حاجبنگاشته و عبارت آنرا مرحوم مجلسى در بحار الانوار نقل کردهمتوجه این مطلب بوده که بحث را اینگونه مطرح فرموده:
«اختلف الناس فى ان النبى(ص)هل کان متعبدا بشرع احد من الانبیاءقبله قبل النبوه ام لا…» (۸) که براى اهل تحقیق روشن است که این عبارت از آنتسامح و اشکال خالى است و بهر صورت مسئله آنقدر مهم نیستکه بیش از این مقدار وقتشما را بگیریم و این مقدار هم از باب تذکر بنظر لازم آمد.و بهتر آن است که به اصل بحثبازگردیم وبحث را اینگونه طرح کنیم که:آیا رسول خدا(ص)قبل از بعثتتابع چه شریعتى از شریعتهاى الهى بوده؟
جمعى معتقدند که آنحضرت تابع شریعتهاى پیمبران قبل ازخود بوده؟و گروهى نیز معتقدند که تابع شریعتخود یعنىشریعت اسلام بوده،با این توضیح که در آنزمان بدان حضرتوحى میشد و به اصطلاح«نبى»بود،و موظف بود بدانچه بر اووحى میشد بدان عمل کند،ولى«رسول»نبود و وظیفه نداشتآنها را بدیگران ابلاغ کند،تا سن چهل سالگى که بهمنصب رسالت مفتخر گردید و موظف شد این آئین مقدس رابدیگران نیز ابلاغ کند.
گروه اول نیز که عقیده دارند آنحضرت تابع شریعتهاىپیمبران قبل از خود بوده درباره آن شریعت و آن پیامبراختلاف نظر دارند و چهار نظریه درباره آن شریعت ذکر شده:
۱-شریعت نوح علیه السلام ۲-شریعت ابراهیم علیه السلام ۳-شریعت موسى علیه السلام ۴-شریعت عیسى علیه السلام
و در اینجا نظریه پنجمى هم ابراز شده و آن این است کهگفتهاند: هر چه نزد آنحضرت ثابتشده بود که شریعت است از آنپیروى کرده و بدان عمل میکرد و پیرو شریعت مخصوصى نبود.وبنظر میرسد غرض ورزى و دستسیاستبازان و قصهپردازان یهودو نصارى هم در این مسئله راه یافته باشد و براى اثبات اینکهشریعت اسلام پیرو همان شرایع یهود و نصارى است ورسول خدا(ص)نیز تابع موسى و عیسى بوده به این بحث دامنزده و احیانا اظهار نظرهائى کرده باشند زیرا آنها که باکنداشتند ابراهیم علیه السلام را یهودى یا نصرانى بخوانند هیچباکى نداشتند که رسولخدا(ص)و سلاله ابراهیم علیه السلام رایهودى و یا نصرانى بدانند!و بهر صورت هر یک از دو دسته براىمدعاى خود دلیلهائى ذکر کردهاند و دانشمندان نیز آنها را درکتابهاى خود بتفصیل نقل کردهاند که فشردهاى از آنرا میتوانیددر بحار الانوار مجلسى(ره) بخوانید (۹) و بنظر ما آنچه در میاندلیلهاى دسته اول(یعنى آنها که گفتهاند رسول خدا تابعشریعتهاى قبل از خود بوده) مهم و قابل بحث میباشد چند آیهقرآنى است و بقیه گفتارها اجتهادات و یا روایات ضعیفى استکه از نقل آنها صرفنظر میکنیم.و به نقل همان آیات اکتفامىنمائیم:

۱-آیه ۹۰ از سوره انعام است که خداى تعالى پس از ذکرنام جمعى از پیمبران چون ابراهیم و فرزندان آن بزرگوار فرماید:
اولئک الذین هداهم الله فبهداهم اقتده آنها هستند که خداوند ایشانرا هدایت و راهنمائى فرمود،و تو نیز ازهدایت آنها پیروى کن…
و پاسخى که از استدلال به این آیه داده شده آن است کهمنظور از این هدایت و پیروى از آن همان اصول مورد اتفاق همهادیان است نه فروع شرعیه زیرا پر واضح است که فروع در ادیانگذشته مورد اختلاف بوده…
نگارنده گوید:مؤید این پاسخ نیز همان نزول آیه است کهپس از بعثت رسول خدا(ص)نازل گشته و میتوان گفت:این آیهربطى به بحث ما که بحث از شریعت رسول خدا(ص)قبل ازبعثت میباشد ندارد…
و از همین پاسخ مىتوان پاسخ استدلال به آیات دیگرى را نیزکه در اینباره شده است دانست مانند آیه:
شرع لکم من الدین ما وصى به نوحا و الذى اوحینا الیک و ماوصینا به ابراهیم و موسى و عیسى،ان اقیموا الدین و لا تفرقوا فیهکبر على المشرکین ما تدعوهم الیه… (۱۰) که با توجه به صدر و ذیل آیه بخوبى روشن میشود که منظور همان اصول عقایدى است کهدر همه ادیان بوده است…
و آیه شریفه ثم اوحینا الیک ان اتبع ملة ابراهیم حنیفا… (۱۱) که منظور از پیروى«ملة ابراهیم»همان اصول عقلیه است نهفروع شرعیه،بدلیل آیه دیگرى که فرموده: و من یرغب عنملة ابراهیم الامن سفه نفسه (۱۲) و پر واضح است که بسیارى از فروع شرعیه آئین ابراهیم نسخشده و اگر منظور از«ملة ابراهیم»همه اصول و فروع بود با توجهبه این آیه نسخ آنها جایز نبود…
و آیه: انا اوحینا الیک کما اوحینا الى نوح و النبیین… (۱۳) و بخصوص آیه اخیر که ظاهرا مربوط به اصل مسئله وحى وکیفیت آن است و ربطى به مسئله مورد بحث ما ندارد…
و اما دلیل گروه دیگر که گفتهاند:رسول خدا(ص)پیروشریعت و آئین خود یعنى آئین مقدس اسلام بوده روایات بسیارىاست که برخى از آنها صراحت در این مطلب دارد و از برخى با توجه به روایات و شواهد دیگر استفاده مطلب از آنها میشود که ازدسته نخست روایاتى است که صراحت دارد بر اینکهرسول خدا(ص)قبل از بعثت نیز«نبى»و پیامبر بوده.
۱-مانند روایت مشهورى که در کتابهاى شیعه و اهل سنتآمده که رسول خدا(ص)فرمود:
«کنت نبیا و آدم بین الروح و الجسد» (۱۴) من پیامبر بودم در وقتى که آدم میان روح و بدن بود…
و در برخى از کتابها این گونه نقل شده که فرمود:«کنتنبیا و آدم بین الماء و الطین»:و براى فهم بهتر این استدلال بایداین مطلب را نیز اضافه کرد که بعثت پیمبران الهى که برتر وخاتم آنها پیامبر بزرگوار اسلام بوده است مراحل و درجاتى داشته-چنانچه از روایات نیز استفاده میشود-که یکى از آن مراحل«نبوت»است و این مرحله قبل از مرحله رسالتبوده و مرحلهنبوت آن بزرگواران مرحلهاى بوده که از طریق فرشتگان و یا درخواب و یا از طریق الهام به آنها وحى میشده و دستورات و یاخبرهائى از جانب خداى تعالى به ایشان داده مىشد که مامور بهعمل بدان میشدند ولى مامور به ابلاغ و رساندن آنها بدیگراننبودند و در این مرحله آنها«نبى»بودند نه رسول و براى درک بیشتر این مطلب به روایات زیر توجه کنید که در باب«طبقات الانبیاء و الرسل و الائمة»از کتاب شریف کافى وجاهاى دیگر نقل شده مانند این روایت که کلینى(ره)بسند خود از زید شهام روایت کرده که گوید:از امام صادق علیه السلامشنیدم که فرمود:«ان الله تبارک و تعالى اتخذ ابراهیم عبدا قبل انیتخذه نبیا و ان الله اتخذه نبیا قبل ان یتخذه رسولا و ان الله اتخذهرسولا قبل ان یتخذه خلیلا و ان الله اتخذه خلیلا قبل ان یجعله اماما فلما جمع له الاشیاء قال:انى جاعلک للناس اماما» (۱۵) براستى که خداى تعالى ابراهیم را به بندگى خویش برگرفت پیش ازآنکه به نبوت برگیرد،و خداى تعالى او را به نبوت خویش برگرفت پیشاز آنکه به رسالتبرگیرد،و به رسالتبرگرفت پیش از آنکه بدوستى خودبرگیرد،و به دوستى برگرفت پیش از آنکه به امامتبرگیرد و چون همهاینها را براى او گردآورد فرمود«من تو را براى مردم امام قرار دادم»و نیز بسندش از زراره روایت کرده که گوید: از امام باقرعلیه السلام معناى آیه شریفه«و کان رسولا نبیا»و فرق میان«رسول»و«نبى»را پرسیدم و آنحضرت در پاسخ من فرمود:
«النبی الذی یرى فی منامه و یسمع الصوت و لا یعاین الملک و الرسولالذى یسمع الصوت و یرى فى المنام و یعاین الملک…» (۱۶) و نبى کسى است که در خواب(فرشته را)بهبیند و صداى(او را)بشنود ولىبه عیان فرشته را نبیند و رسول کسى است که صدا را بشنود و در خوابببیند و در عیان نیز او را مشاهده کند.
و بسندش از امام صادق علیه السلام روایت کرده که فرمود:
«الانبیاء و المرسلون على اربع طبقات،فنبى منبا فى نفسه لا یعدوغیرها و نبى یرى فى النوم و یسمع الصوت و لا یعاینه فى الیقظه و لمیبعث الى احد…» (۱۷) پیامبران و رسولان بر چهار طبقه هستند گاهى«نبى»است که تنها به او خبر

رسیده و از او بدیگرى تجاوز نکند،وگاهى«نبى»است که در خواب ببیند و صدا را بشنود و در بیدارىنهبیند و بسوى دیگرى هم مبعوث نشده…
و روایت دیگرى که از یزید کناسى روایت کرده که گوید:
از امام باقر علیه السلام پرسیدم:آیا عیسى بن مریم در آنهنگام کهدر گهواره سخن گفتحجتخداى تعالى بر مردم زمان خود بود؟
امام علیه السلام در جواب من فرمود:
«کان یومئذ نبیا حجة لله غیر مرسل،اما تسمع لقوله تعالى حینقال انى عبد الله آتانى الکتاب و جعلنى نبیا» (۱۸) وى در آنروز«نبى»و حجتى بود از سوى خدا ولى«مرسل»و فرستاده بسوى کسى نبود،آیا این گفتار خداى تعالى را نشنیدهاىآنهنگام که عیسى گفت«من بنده خدایم که کتاب بمن داده و مرا«نبى»قرارم داده».و از روایت اخیر و استشهاد به آیه قرآنىبخوبى معلوم میشود که مقام نبوت مقامى است که ممکن استبه پیمبران در گهواره نیز داده شود چنانچه به عیسى علیه السلامداده شد… (۱۹) و بخصوص با توجه به روایاتى که خداوند هیچفضیلت و کرامت و معجزهاى به پیامبرى از پیمبران خود عطانفرمود جز آنکه آنرا به رسول خدا(ص)نیز عطا فرمود مانند روایتمفصلى که از ارشاد القلوب دیلمى نقل شده که امیر المؤمنینعلیه السلام بمردى یهودى که در اینباره سئوال کرد فرمود:
«فو الله ما اعطى الله عز و جل نبیا و لا مرسلا درجة و لا فضیلةالا و قد جمعها لمحمد(ص)و زاده على الانبیاء و المرسلیناضعافا…» (۲۰) بخدا سوگند که خداى عز و جل به هیچ نبى و مرسلى درجه و فضیلتىعطا نفرمود،جز آنکه آنرا براى حضرت محمد(ص)گرد آورده و بلکه چند برابر آنها افزوده است…
۲-دلیل دوم،سخن امیر المؤمنین علیه السلام است در«خطبه قاصعه»که در نهج البلاغه و کتابهاى دیگر از آنحضرتنقل شده که درباره رسول خدا(ص)فرمود:
«و لقد قرن الله به(ص)من لدن ان کان فطیما اعظم ملک منملائکته یسلک به طریق المکارم و محاسن اخلاق العالم لیله و نهاره»خداى تبارک و تعالى از لحظهاى که پیغمبر را از شیر گرفتندبزرگترین فرشته از فرشتگان خود را قرین او فرمود تا اخلاق نیکو و صفاتپسندیده را به وى بیاموزد…و معناى تعلیم فرشته جز همان نبوت چیزدیگرى نیست.
و در چند روایت در اصول کافى آمده که منظور از«روح»در آیات سوره شورى و اسراء یعنى آیه شریفه و کذلک اوحیناالیک روحا من امرنا (۲۱) و آیه یسئلونک عن الروح قل الروح منامر ربى (۲۲) همین فرشته بوده،که یکى از آنها روایت زیر استکه کلینى بسند خود از ابى بصیر روایت کرده که گوید:از امامصادق علیه السلام تفسیر«روح»را در آیه«یسئلونک عن الروح»پرسیدم و آنحضرت فرمود:«خلق اعظم من جبرئیل و میکائیل،کانمع رسول الله(ص)و هو مع الائمه و هو من الملکوت» (۲۳) ۲۵۲ یعنى این روح،خلقى است از مخلوقات خدا بزرگتر از جبرئیل ومیکائیل که بهمراه رسول خدا(ص)بوده و همراه امامان نیز هست و او ازعالم ملکوت(و مجردات و فرشتگان)است.و در روایتى که صفار درکتاب بصائر الدرجات روایت کرده اینگونه است که امام صادقعلیه السلام فرمود:
«ان الروح خلق اعظم من جبرئیل و میکائیل،کان معرسول الله(ص)یسدده و یرشده و هو مع الاوصیاء من بعده».
و بلکه در پارهاى از روایات آمده که«روح القدس»کهنامش در قرآن کریم و در روایات آمده نام همین فرشته بود نه نامجبرئیل و نام جبرئیل روح الامین است که در قرآن کریم نیزآمده است.
نگارنده گوید:با توجه بدانچه ذکر شد بنظر میرسد این قولدوم نزدیکتر به ذهن و اولى به پذیرفتن و قبول باشد و از نظر عقلو نقل مانعى براى پذیرفتن آن بنظر نمیرسد.
منبع: رسولى محلاتى، درسهایى از تاریخ تحلیلى اسلام جلد ۲
پىنوشتها:
۱-زید بن عمرو بن نفیل از حنفاء بوده است که در گذشته بتفصیل در مقالهاى جداگانهشرح حالش را ذکر کردیم.
۲-الصحیح من السیره ج ۱ ص ۱۵۸٫
۳-الروض الانف ج ۱ ص ۲۵۶٫
۴-الصحیح من السیره ج ۱ ص ۱۶۰٫
۵-بنقل از کتاب جنه الماواى قاضى طباطبائى.
۶-بحار الانوار ج ۱۸ ص ۲۷۱٫
۷-سیرة النبویة ابن کثیر ج ۱ ص ۳۹۱٫
۸-بحار الانوار ج ۱۸ ص ۲۷۱٫
۹-بحار الانوار ج ۱۸ ص ۲۷۱-۲۸۱٫
۱۰-سوره شورى آیه ۱۳٫
۱۱-سوره نحل آیه ۱۲۳٫
۱۲-سوره بقره آیه ۱۳۰٫
۱۳-سوره نساء آیه ۱۶۳٫
۱۴-الغدیر ج ۹ ص ۲۸۷،بحار الانوار ج ۱۸ ص ۲۷۸٫
۱۵-الاصول من الکافى باب طبقات الانبیاء و الرسل و الائمة ج ۲٫
۱۶-الاصول من الکافى باب الفرق بین الرسول و النبى و المحدث ج ۱٫
۱۷-الاصول من الکافى باب طبقات الانبیاء و الرسل.
۱۸-بحار الانوار ج ۱۸ ص ۲۷۸٫
۱۹-در میان پیمبران الهى پیغمبران دیگرى نیز بودهاند که در کودکى و نوجوانى به مقامنبوت رسیدهاند مانند عیسى که خداوند دربارهاش فرمود«و آتیناه الحکم صبیا»و یوسفکه خداوند دربارهاش فرمود«و اوحینا الیه لتنبئنهم بامرهم هذا»و بگفته بسیارى از مفسرانمنظور از این وحى،وحى نبوت بوده.
۲۰-بحار الانوار ج ۱۶ ص ۳۴۱٫
۲۱-سوره شورى آیه ۵۲٫
۲۲-سوره اسرى آیه ۸۵٫
۲۳-بحار الانوار ج ۱۸ ص ۲۵۶٫

ساعت STORM بر خلاف ساير ساعت هاي موجود ،
نه يك ساعت عقربه اي است و نه يك ساعت كامپيوتري!
همراه با كتاب راهنماي نگهداري زيورالات بعنوان هديه
همانطور كه در تصوير مشاهده ميكنيد اين ساعت با ظاهري متفاوت و مدرن به بازار
ارائه شده است. صفحه اين ساعت در حالت عادي خاموش بوده و زماني كه شما دكمه آن را
لمس كنيد تمام چراغ هاي ساعت با يك رقص نور خارق العاده روشن شده و ساعت براي شما
نمايش داده خواهد شد كه مطمئنا ديگران را حيرت زده خواهد كرد.
از ديگر خصوصيات اين ساعت دارا بودن تقويم مي باشد. همچنين بند اين ساعت تمام استيل
بوده و داراي يك سال گارانتي تعويض مي باشد.

Sale iPad 3 Skins


