
اين محصول يكي از بهترين محصولات مراقبتي موي سر مي باشد كه براي اولين بار در ايران عرضه شده است. اين محصول داراي پايه ي گياهي بوده و نه تنها ضرري به موهاي شما ندارد بلكه مفيد نيز مي باشد.
فرمول اين شامپو در مركز تحقيقات بين المللي و طي تحقيقات بسيار زياد بر اساس خصوصيات موي سر مردان شرقي بدست آمده و پس از چندين بار تست و آزمايش به عرضه در آمده است.
تنها محصولي كه فقط در 10-15 دقيقه موهاي سفيد شما را پوشش مي دهد و شما راجوانتر از هميشه نشان مي دهد.
برخي از امكانات و قابليتها
از بين بردن سفيدي مو براي هميشه
جواني خود را حفظ كرده و هرگز چهره پير را براي خود نبينيد
روي رنگدانه هاي مو تاثير گذاشته و آنها را به رنگ طبيعي خود باز مي گرداند
حتي نياز به دكلره نيست
باعث تقويت مو و ضد شوره
اين محصول ويژه را يكبار تجربه كنيد !!
طريقه مصرف:
نحوه استفاده از اين محلول به سادگي استفاده از شامپوهاي معمولي بوده و نياز به هيچگونه مواد اضافي ندارد.
فقط كافيست اين شامپو را به موهايتان بزنيد و به مدت 7-10 دقيقه ماساژ دهيد ( در صورتيكه موهاي شما ضعيف مي باشد به مدت بيشتري ماساژ را ادامه دهيد. ) و سپس با اب آبكشي نماييد.
در دنیای امروز یکی از بحث های نگران کننده مربوط به موضوع صنعت و اقتصاد و تجارت در بازار جهانی است و این مسئله که با ورود به چنین دنیایی باید منتظر چه پیامدهایی بود؟ و روند پیوستن به سازمان تجارت جهانی چه چالشهایی پیش روی کشورهای در حال توسعه و کمتر توسعه یافته قرار خواهد در داد؟
حجم عظیم صادرات و واردات در محدوده این سازمان خود گویای بزرگی دنیای رقابت جهانی است، به طوری که در حال حاضر بیش از یکصد و چهل کشور جهان که حدود ۹۰ درصد تجارت جهانی را در اختیار دارند در این سازمان عضویت دارند.
از سوی دیگر به دلیل اهمیت خاص صنعت در هر کشور و میزان اختصاص مبادلات تجاری بین اعضای سازمان جهانی تجارت به تولیدات صنعتی، می توان به راحتی به جایگاه این بخش در ارتقاء و بقای موفقیت آمیز کشورها در رقابتهای تجاری بین المللی پیبرد. بدین ترتیب پذیرفتن یا نپذیرفتن عضویت در WTO یک انتخاب ساده از بین چند راه حل نیست بلکه کشورهایی مانند ایران به طور منطقی مجبور به عضویت در سازمان جهانی تجارت هستند و چنین رویدادی باعث ایجاد تحول بزرگی در تمام ابعاد و بخشهای صنعتی آنها میشود. با آنکه پیوستن هرکشور به WTO با تمام تأثیرهای مثبت و منفی آن بر کل اقتصاد همراه است، اما میزان این تأثیرها بر اساس میزان سرمایهگذاری،اهمیت جهانی آن،میزان مبادلات تجاری و غیره در هر بخش متفاوت است.در این میان صنعت لبه تیز تأثیرپذیری و تحول بنیادین قرار دارد.چون صنعت حتی در کشور ایران دارای بخشهای مختلف است و پرداختن به همه اینها در این مجال امکانپذیر نیست باید به صورت بخشی و متمرکز اثرهای پیوستن ایران به سازمان جهانی تجارت با توجه به ویژگیهای خاص آن بخش مورد توجه قرار گیرد.
یکی از ویژگیههای عصر کنونی وجود سازمان تجارت جهانی به عنوان یک نهاد مهم بینالمللی است که به تدوین قواعد بازرگانی بین کشورها میپردازد و برای ایجاد محیطی مناسب در تجارت از طریق برداشتن موانع و فراهم آوردن فضایی رقابتیتر و شفافتر گام برمیدارد، که این خود مستلزم تعقیب اهدافی نظیر افزایش سطح زندگی و درآمدهای مردم، و اشتغال کامل، گسترش تولید و تجارت، استفاده بهینه از منابع جهان و حفظ محیط زیست است.

توجه ویژه متفکران اقتصادی به محدودیت منابع و نیاز به استفاده بهینه از این منابع اصل مزیت نسبی را در جهت رفع نیازهای بشر به عنوان یک قاعده کلی مورد تأئید قرار داده است و رعایت این اصل نه تنها موجب خواهد شد که بهترین استفاده از منابع صورت گیرد بلکه در صورت اعمال شرایط عادلانة رقابتی مصرف کننده نیز ارزانترین قیمت را در مقابل کیفیت مشابه پرداخت خواهد کرد. باید بپذیریم که در شرایط کنونی هیچ کشوری در همه زمینهها نمیتواند دارای مزیت باشد و اینگونه نگریستن به موضوع سبب هدر رفتن منابع خواهد شد. بنابراین قبل از هر اقدامی باید به شناسایی زمینههایی که کشور در آنها دارای مزیت نسبی است بپردازیم. با توجه به وضعیت کشورهای در حال توسعه و وضعیت صنعت نساجی در جهان و تحقیقات انجام شده در ایران میتوان به این مهم پیبرد که صنایع نساجی در ایران نیز دارای مزیت نسبی هستند، که لازم است به آن توجه شود و نسبت به رفع مشکلات موجود اقدامات جدی صورت گیرد.
اهمیت بررسی و تعمق در علل و عوامل موفقیت در کشورهای توسعه یافته بیشتر در توسعه سریع اقتصادی و صنعتی آنها و در نتیجه مطرح شدن آنها به عنوان الگوی مناسب توسعه برای دیگر کشورهای در حال توسعه نهفته است. این کشورها در سه دهه گذشته همواره مرکز ثقل فعالیتهای تجارت و بازار بین الملل بوده اند و با بهره گیری مناسب از منابع طبیعی و انسانی و مزیتهای نسبی و رقابتی موجود در کشور خود مرفقیتهای چشمگیری را در توسعه صنعتی و فناورانه به دست آورده اند. این کشورها را به دو گروه می توان تقسیم کرد: کشورهای تازه صنعتی شده نوع اول (کره جنوبی، تایوان، سنگاپور و هنگ کنگ) که ببرهای آسیا نامیده می شوند و همچنین کشورهای تازه صنعتی شده نوع دوم (مالزی، تایلند و اندونزی) که در سالهای بین ۱۹۶۵ تا ۱۹۹۰ از میانگین رشد سالانه تولید ناخالص ملی (GNP) حدود ۷ درصد برخوردار بودند و همچنین در سال ۱۹۹۰، ۵/۷۳ درصد از سهم صادرات صنعتی کشورهای در حال توسعه را به دست آوردند. آن گروه از کشورهای در حال توسعه که دارای خصوصیات تقریبا یکسان با این کشورها هستند می توانند از الگوی توسعه آنها پیروی کنند. از این رو، در اینجا برخی از خصوصیات منحصر به فرد و مشترک این کشورها را معرفی و عوامل مشترک موفقیت آنها رابررسی می کنیم.
مهمترین عوامل موفقیت کشورهای تازه صنعتی شده آسیای جنوب شرقی
به طور کلی، اگر منابع و مطالب مربوط به موفقیت چشمگیر این کشورها تحلیل شود، می توان گفت که مرکز ثقل موفقیت آنها بیشتر عبارتند از: انتخاب، بهره گیری و اجرای صحیح یک سلسله سیاستهای مناسب کلان اقتصادی و صنعتی مانند اتخاذ سیاستهای برون نگر مبتنی بر بازار، گسترش صادرات، سرمایه گذاری گسترده در ارتقای تواناییها و مهارتهای نیروی انسانی و اتخاذ صحیح راهبردهای انتقال فناوری. البته به برخی دیگر از عوامل بسیار موثر در موفقیت این کشورها می توان اشاره کرد: آیین کنفسیوس که بر سختکوشی، نظم در کار، قناعت و صرفه جویی تاکید می کند، نقش مهاجران چینی (در بیشتر این کشورها)، کمکهای مالی آمریکا و ژاپن (به بیشتر این کشورها)، به ویژه در مراحل آغازین توسعه این کشورها و وجود ساختار نسبتا مناسب صنعتی. همچنین نباید از نقش بسیار موثر دولت در فراهم کردن محیطی مناسب برای اجرای سیاستهای کلان اقتصادی و راهبرد توسعه صادرات در این کشورها غافل بود.
دولتهای بیشتر این کشورها با اجرای سیاستهای کاران کلان اقتصادی، محیطی مناسب توام با نرخهای پایین تورم و نرخهای بالای پس انداز برای برنامه ریزی بلند مدت توسعه اقتصادی و صنعتی فراهم آورده اند. همچنین اتخاذ زود هنگام و اجرای موثر سیاستهای برون نگر، گسترش صادرات، کسب و جذب فناوری های مناسب وارداتی و ارتقای سطح بهره وری نیروی انسانی، افزایش توانایی رقابت در بازارهای بین المللی را در این کشورها تسریع کرده است. دولتهای بیشتر این کشورها همچنین با سرمایه گذاری بسیار گسترده برای توسعه زیربناهای آموزشی و تربیت نیروی انسانی در تمام سطوح موجبات افزایش سطح مهارتها و بهره وری آنها را فراهم کرده اند.

هندرسون (Henderson, 1993) نیز به تعدادی از مهمترین عوامل موفقیت این کشورها اشاره کرده است.
۱-نقش کمکهای خارجی (عمدتا از سوی آمریکا و ژاپن) در سالهای آغازین توسعه صنعتی در این کشورها
۲- سرمایه گذاری مستقیم (FDI) شرکتهای چند ملیتی
۳- وجود آیین و سنن منحصر به فرد این منطقه موسوم به آیین کنفسیوس
۴- وجود نیروی کار موثر، نیمه ماهر و ارزان در این کشورها
۵- نقش مهم بازار آزاد و سیاستهای کارای دولت
چنین به نظر می رسد که هندرسون در مورد موفقیت کشورهای آسیای جنوب شرقی بیشتر به عواملی مانند کمکهای خارجی در مراحل آغازین توسعه صنعتی این کشورها، وجود آیین کنفسیوس که موجبات تشویق نظم است و وجود نیروی انسانی سختکوش تاکید می کند. بنابر بررسیهای به عمل آمده بانک جهانی در سال ۱۹۹۳ ، چند عامل موفقیت کشورهای تازه صنعتی شده شرق آسیا عبارتند از: وجود وضعیت نسبتا پایدار کلان اقتصادی همچون نرخ تورم پایین که موجبات ایجاد محیطی مناسب برای دستیابی به نرخ رشد بالا را فراهم می آورد: اتخاذ، تطبیق و جذب فناوریهای خارجی که منجر به استحکام توانایی داخلی فناورانه در این کشورهاست و بالاخره سیاستهای برون نگر مبتنی بر بازار و گسترش صادرات.
از سوی دیگر، سایمون و تامپسون (Simon & Thompson, 1995) ترکیبی از چهار خصوصیت را عوامل اصلی موفقیت این کشورها می دانند:
۱- اقتصاد مبتنی بر بازار و تجارت آزاد
۲- وجود شرایط ویژه در این کشورها مانند ساختار و زیربنای مناسب و توسعه یافته، نیروی کار نسبتا ماهر و آموزش دیده و کمکهای فراوان آمریکا و ژاپن به بسیاری از این کشورها (در مرحله آغازین توسعه صنعتی آنها)،
۳- آیین کنفسیوس که بر سختکوشی، نظم در کار، قناعت و صرفه جویی و هماهنگی تاکید می کند.
۴- برنامه ریزی اقتصادی دولت قوی و کارآمد با همکاریهای نزدیک با بخش خصوصی.
هابدی (Habday, 1995) نیر به برخی از زمینه های مهم در موفقیت کشورهای تازه صنعتی شده شرق آسیا اشاره می کند که شامل سیاستهای کلان اقتصادی و برنامه و راهبردهای توسعه صنعتی و فناورانه اتخاذ شده در این کشورهاست. بنابر نظر هابدی، استحکام مداوم و پایدار محیط مناسب اقتصادی توام با نرخهای پایین تورم و نرخهای بالای پس انداز به این کشورها در برنامه ریزی بلند مدت توسعه صنعتی و فناورانه کمک کرده است. هابدی همچنین معتقد است که اتخاذ راهبرد گسترش صادرات در این کشورها موجبات کسب و جذب فناوریهای خارجی، ارتقای سطح بهره وری آنها و رقابت در بازار بین المللی را تسریع کرده است. به علاوه، همان گونه که هابدی خاطر نشان می کند، سرمایه گذاری گسترده در توسعه زیربنای آموزشی و فناورانه در هر یک از این کشورها عامل ضروری در توسعه سریع صنعتی آنها به شمار می آید.
ایسترلی (Easterly, 1995) نیز به برخی عوامل موفقیت کشورهای تازه صنعتی شده شرق آسیا اشاره می کند: سرمایه گذاری گسترده در نیروی انسانی، اختصاص هزینه های هنگفت برای آموزش عمومی و نرخ بالای سرمایه گذاری خصوصی و خارجی.
او اضافه می کند: (بهتر است معجزه را از طریق اجرای سیاستهای صحیح و درست متحقق کرد تا اینکه آن را با اتخاذ سیاستهای نادرست ناممکن ساخت).
۱- پنبه یکی از مهمترین محصولات کشاورزی است که علاوه بر تامین مواد اولیه صنایع نساجی و روغن کشی در اشتغال زائی بخش های کشاورزی ، صنعت و بازرگانی نقش مهمی ایفا می کند. کمتر محصول کشاورزی از نظر قابلیت ایجاد ارزش افزوده و تنوع فرآورده ها ،یارای برابری با پنبه را دارد .
۲- قبل از انقلاب اسلامی که دوران رونق پنبه بشمار می رفت تولید سالیانه پنبه محلوج بطور متوسط ۱۶۵ هزار تن بوده که حدود ۵۰ درصد آن به خارج صادر و باقیمانده در صنایع نساجی کشور مصرف می شد .بعد از وقوع انقلاب اسلامی عوامل متعدد موجبات کاهش شدید سطح کشت و تولید پنبه را فراهم نمودند بطوریکه در سالهای اخیر تولید پنبه محلوج تا ۵۰ هزار تن کاهش یافته است.
۳- مدیران و کارشناسان صنایع نساجی معتقدند ایران از استعداد های فراوان و برتری های نسبی و پویا در صنعت نساجی برخوردار است. لذا باید از فرصت ها و ظرفیت های موجود برای بهبود کیفیت ،تنوع و حضور در بازارهای جهانی استفاده کرد.این در حالی است که هنوز ظرفیت صنعت نساجی به دلیل ناهماهنگی در تعیین و اجرای سیاست های اقتصادی و مدیریتی به میزان زیادی خالی مانده است.
۴- در حال حاضر در ایران واردات پنبه انجام می شود.مهمترین صادر کنندگان پنبه به ایران ازبکستان و ترکمنستان می باشند که پنبه آنها علیرغم کیفیت پایین از نظر میکرونری ( مقاومت کمتر نساج ) ،به دلیل ارزانتر بودن وارد می شود. برای حمایت از پنبه تولید داخل،برواردات آن تعرفه تعیین شده است.اما صنایع نساجی توانسته اند با پوشش ظاهرا قانونی این مانع را دور بزنند و با واردات پنبه ای که ظاهرا از نوع الیاف بلند می باشد که رقیب داخلی ندارد (پنبه ایران از نوع الیاف متوسط می باشد ) بدون پرداخت تعرفه اقدام به واردات پنبه نمایند..
۵- صنایع نساجی کیفیت پائین پنبه داخلی را مانع تولید نخ های ظریف می دانند به اعتقاد آنها ماشین آلات مناسب و آزمایشگاه های مجهزی در کشور وجود دارد ولی پائین بودن کیفیت پنبه داخلی شرایط لازم برای تولید نخ های ظریف را ایجاد نمی کند و همچنین باعث کاهش سرعت کار ماشین آلات نساجی و در نتیجه افزایش قیمت تمام شده محصولات و کاهش سود خالص این صنعت می گردد لذا می گویند با واردات پنبه فقط به دنبال تامین مواد اولیه مورد نیاز خود هستند.

ساعت STORM بر خلاف ساير ساعت هاي موجود ،
نه يك ساعت عقربه اي است و نه يك ساعت كامپيوتري!
همراه با كتاب راهنماي نگهداري زيورالات بعنوان هديه
همانطور كه در تصوير مشاهده ميكنيد اين ساعت با ظاهري متفاوت و مدرن به بازار
ارائه شده است. صفحه اين ساعت در حالت عادي خاموش بوده و زماني كه شما دكمه آن را
لمس كنيد تمام چراغ هاي ساعت با يك رقص نور خارق العاده روشن شده و ساعت براي شما
نمايش داده خواهد شد كه مطمئنا ديگران را حيرت زده خواهد كرد.
از ديگر خصوصيات اين ساعت دارا بودن تقويم مي باشد. همچنين بند اين ساعت تمام استيل
بوده و داراي يك سال گارانتي تعويض مي باشد.

Sale iPad 3 Skins


