علمی , تحقیق , تاریخ , جغرافیا , آموزش کامپیوتر , دینی

آخرین ارسال های تالار گفتمان

رفع سفیدی مو

Untitled 2

 

 

اين محصول يكي از بهترين محصولات مراقبتي موي سر مي باشد كه براي اولين بار در ايران عرضه شده است. اين محصول داراي پايه ي گياهي بوده و نه تنها ضرري به موهاي شما ندارد بلكه مفيد نيز مي باشد.

فرمول اين شامپو در مركز تحقيقات بين المللي و طي تحقيقات بسيار زياد بر اساس خصوصيات موي سر مردان شرقي بدست آمده و پس از چندين بار تست و آزمايش به عرضه در آمده است.

تنها محصولي كه فقط در 10-15 دقيقه موهاي سفيد شما را پوشش مي دهد و شما راجوانتر از هميشه نشان مي دهد.

برخي از امكانات و قابليتها

 از بين بردن سفيدي مو براي هميشه

  جواني خود را حفظ كرده و هرگز چهره پير را براي خود نبينيد

 روي رنگدانه هاي مو تاثير گذاشته و آنها را به رنگ طبيعي خود باز مي گرداند

 حتي نياز به دكلره نيست

 باعث تقويت مو و ضد شوره

 اين محصول ويژه را يكبار تجربه كنيد !!

 

طريقه مصرف:

نحوه استفاده از اين محلول به سادگي استفاده از شامپوهاي معمولي بوده و نياز به هيچگونه مواد اضافي ندارد.

فقط كافيست اين شامپو را به موهايتان بزنيد و به مدت 7-10 دقيقه ماساژ دهيد ( در صورتيكه موهاي شما ضعيف مي باشد به مدت بيشتري ماساژ را ادامه دهيد. ) و سپس با اب آبكشي نماييد.

 

اين محصول داراي شماره مجوز 54320 و 9786005096026: ISBN ميباشد

قيمت : 5000 تومان

 

خرید اینترنتی

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(۱)

سرآغاز تاریخ اسلام از روزی شروع  شد که پیامبراسلام صلی الله علیه و آله  در خلوت با محبوب، در دل غاری که در دامن کوهی در شمال مکه بود، راز و نیاز می کرد. گویا غار حراء هنوز هم پژواک مناجات پیامبراکرم را در قطعه قطعه سنگ ریزه های خود به یادگار حمل می کند و در گوش عاشقان حضرت که در آن وادی قدم می گذارند؛ نجوا می کند.

روزی از روزهایی که پیامبراکرم(ص) در غار مشغول مناجات و دلدادگی بود، صدایی شنید:

” یا محمد اقرا”؛ او شگفت زده گفت: چه بخوانم؟ شنید: ای محمد!

” اقرا باسم ربک الذی خلق، خلق الانسان من علق، اقرا  و ربک الاکرم، الذی علم بالقلم، علم الانسان ما لم یعلم.”( علق/۵-۱)؛بخوان به نام پروردگارت که – جهان را- آفرید. همان که انسان را از خون بسته ای خلق کرد. بخوان که پروردگارت از همه بزرگوارتر است، همان که به وسیله قلم تعلیم نمود و به انسان آنچه را نمی دانست، یاد داد.

حضرت جبرائیل به حضرت محمد صلوات الله علیه فرمود:” ارسلنی الله الیک لیتخذک رسولاً؛ خداوند مرا به سوی تو فرستاده است، تا تو را پیامبر این امت قرار دهم.(۱)

حضرت رسول اکرم(ص) هر ساله مدتی به کوه حرا(۲) می رفت و به عبادت و راز و نیاز و تفکر می پرداخت تا این که روزی شنید  فرشته ای به او گفت: ای محمد! بخوان. محمد (ص) گفت: چه بخوانم؟ فرشته آیات آغازین سوره علق را بر وی قرائت کرد و پیامبر(ص) نیز آنها را خواند.(۳)

هرگاه سخن از رخداد واقعه ای به میان می آید ناخودآگاه به دنبال فلسفه و علل ایجاد آن می گردیم. در باب بعثت نیز علت را  جویا می شویم که چه نیازی به وجود پیامبران بوده است؟

در نفس انسان نیازها و غرایز گوناگونی قرار داده شده است که همگی طالب ارضاء و هدایت صحیح هستند. خداوند متعادل برای هدایت انسان، بهترین ابزار را در اختیار او قرار داده و امکانات متعددی به او عطا نموده است، تا هم بتواند نیروی خود را صرف ارضای نفسانیات کند و هم با امکانات و نیروی داده شده، بر خواهش های نفسانی غلبه کند و کشش های  درونی را تحت نظم و ضابطه درآورد. دو راهنما نیز در اختیار او قرار داده است تا حق را از باطل و سرّه را از ناسرّه متمایز کند؛ یکی در درون انسان که عقل است و دیگری پیامبران الهی که ایشان از طریق وحی دستورات را برای انسان بازگو می کنند تا تمام رفتارها را به انسان بیاموزند و حدود و مقررات آن را نیز روشن نمایند، چون عقل دارای خطا و نقصان است. برترین هادی، آن است که دارای مقام عصمت و مرتبط با وحی باشد و تنها راه آن بعثت انبیاء است. پس بعثت بزرگ ترین نعمت خداوند بر بشر است و جا دارد که خداوند بر این نعمت منت گذارد و این احسان و نیکویی را به رخ آنان بکشد، چنان که می فرماید:

” لقد من الله علی المومنین اذا بعث فیهم رسولا من انفسهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب والحکمة و ان کانوا من قبل لفی ضلال مبین.”( آل عمران/۱۶۴)؛ خداوند بر مومنان منت نهاد – نعمت بزرگی بخشید- هنگامی که در میان آنها پیامبری از خودشان برانگیخت که آیات او را بر آنها بخواند و آنها را پاک کند و کتاب و حکمت بیاموزد و البته پیش از آن در گمراهی آشکار بودند. در این آیه خداوند بر بشر نسبت به این نعمت بزرگ منت می گذارد. ممکن است این تصور پیش بیاید که منت گذاری، کار صحیحی نیست، چرا خداوند در این امر منت می گذارد؟ مگر بعثت چه ویژگی هایی دارد و هدف از آن چیست؟

 

iconبرای دانلود کلیک کنید

icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: ابراهیم قلی پور
  • تاریخ: ۱۳ بهمن ۱۳۸۸
  • بدون نظر
  • پیامبر در عهدین

    خداى سبحان در آیه ۱۵۷ سوره اعراف چنین فرموده است: «الذین یتبعون الرسول النبى الامى الذی یجدونه مکتوبا عندهم فى التوراة و الانجیل یامرهم بالمعروف و ینهاهم عن المنکر… .»

    از این آیه شریفه استفاده مى‏شود که اهل کتاب در عصر نزول قرآن، بشارت به حضرت رسول اکرم‏صلى الله علیه وآله را در کتاب‏هاى خود مى‏یافته‏اند. همچنین بر اساس آیه سوره مبارکه صف، حضرت عیسى‏علیه السلام خود را مبشر پیامبرى به نام «احمد» مى‏داند:

    «و اذ قال عیسى بن مریم یا بنی‏اسرائیل انی رسول الله الیکم مصدقا لما بین یدى من التوراة و مبشرا برسول یاتی من بعدى اسمه احمد فلما جاءهم بالبینات قالوا هذا سحر مبین.» (صف: ۶)

    این آیات و نظایر آن ما را از مراجعه به تورات و انجیل موجود بى‏نیاز مى‏سازد. گذشته از آن، کسى که اندک آشنایى با عهدین موجود داشته باشد به یقین مى‏داند که این کتب اندک شباهتى با تورات و انجیل مورد نظر قرآن ندارند، حتى ترکیب و صورت محرفى از آنها نیز نمى‏توانند باشند. عهدین موجود «سیره مانندى‏» بیش نیستند که در طول قرن‏هاى متمادى، نویسندگان بسیارى آنها را به رشته تحریر در آورده‏اند. بنابراین، جستجو از بشارت‏هاى قرآنى در این کتاب‏ها اساسا خطاست. با وجود این، شواهد و قراینى در آنها وجود دارد که به خوبى، بر پیامبر اکرم‏صلى الله علیه وآله قابل تطبیق است. این شواهد و قراین هم در عهد عتیق و هم در عهد جدید قابل پیگیرى است.

    trans پیامبر در عهدین

    پیامبر موعود در عهد عتیق

    در عهد عتیق بشارت‏هاى بسیارى وجود دارد. در میان آنها، مواردى هست که در طول تاریخ تنها بر پیامبر اکرم‏صلى الله علیه وآله قابل تطبیق است. از این نمونه است آنچه در خطاب به حضرت موسى‏علیه السلام در سفر تثنیه از عهد عتیق آمده است:

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , , , ,
  • نوشته: ابراهیم قلی پور
  • تاریخ: ۱۲ بهمن ۱۳۸۸
  • بدون نظر
  • حضرت علی در غار حرا

    پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم پیش ازآنکه مبعوث به رسالت‏شود، همه ساله یک ماه تمام را در غار حرا به عبادت مى‏پرداخت ودر پایان ماه از کوه سرازیر مى‏شد ویکسره به مسجد الحرام مى‏رفت وهفت‏بار خانه خدا را طواف مى‏کرد وسپس به منزل خود باز مى‏گشت.

    پیامبر هر سال در کوه حرا به عبادت مى‏پرداخت وجز من کسى او را نمى‏دید.

    در اینجا این سؤال پیش مى‏آید که با عنایت‏شدیدى که پیامبر نسبت‏به حضرت على داشت آیا او را همراه خود به آن محل عجیب عبادت ونیایش مى‏برد یا او را در این مدت ترک مى‏گفت؟

    قراین نشان مى‏دهد از هنگامى که پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم حضرت على علیه السلام را به خانه خود برد هرگز روزى او را ترک نگفت.مورخان مى‏نویسند:

    على آنچنان با پیامبر همراه بود که هرگاه پیامبر از شهر خارج مى‏شد وبه کوه وبیابان مى‏رفت او را همراه خود مى‏برد. (۱)

    trans حضرت علی در غار حرا

    ابن ابى الحدید مى‏گوید:

    احادیث صحیح حاکى است که وقتى جبرئیل براى نخستین بار بر پیامبر نازل شد و او را به مقام رسالت مفتخر ساخت على در کنار حضرتش بود.آن روز از روزهاى همان ماه بود که پیامبر براى عبادت به کوه حرا رفته بود.

    امیر مؤمنان، خود در این باره مى‏فرماید:

    «ولقد کان یجاور فی کل سنة بحراء فاراه ولا یراه غیری…». (۲)

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: ابراهیم قلی پور
  • تاریخ: ۱۲ بهمن ۱۳۸۸
  • بدون نظر
  • آیین پیامبر(ص) پیش از بعثت

    این مطلب از نظر تاریخ مسلم است که:

    اولا-رسول خدا(ص)در تمام دوران زندگى قبل از بعثت‏خود،لحظه‏اى در برابر بتها پرستش نکرد،و از آئین مشرکین وبت‏پرستان و سنتها و مراسم شرک‏آلود و غلط ایشان پیروى نکرد،و از«اکل میته‏»و ذبائحى که نام خدا بر آنها ذکر نشده بودنمى‏خورد،و اینکه در صحیح بخارى و مسند احمد بن حنبل آمده‏است که گویند:

    براى رسولخدا(ص)سفره غذائى حاضر کردند،و زید بن‏عمرو بن نفیل (۱) را نیز بر سر آن سفره خواندند،ولى زید از حضور برسر آن سفره خوددارى کرده گفت:

    «انا لا آکل مما تذبحون على انصابکم،و لا آکل الا ما ذکر اسم‏الله علیه‏»

    من از آنچه شما بر بتهاى خود ذبح میکنید نمى‏خورم و جز آنچه را نام‏خدا بر آن برده شده نخواهم خورد. و در نقل احمد بن حنبل هست که‏رسول خدا(ص)بر سر سفره‏اى با سفیان بن حارث غذا میخورد وزید از آنجا عبور کرد و آن دو او را به خوردن دعوت کردند و او چنین پاسخى داد… (۲)

    مخدوش و غیر قابل قبول است و از اینرو خود اهل سنت و آنها که صحیح بخارى را صحیحترین کتابهاى حدیثى میدانند نتوانسته‏اند آنرا بپذیرند و در صدد توجیه برآمده که از آنجمله‏سهیلى در کتاب‏«الروض الانف‏»گوید:

    «کیف وفق الله زیدا الى ترک ما ذبح على النصب و ما لم یذکراسم الله علیه و رسوله(ص)کان اولى بهذه الفضیلة فى الجاهلیة‏لما ثبت من عصمة الله تعالى له‏» (۳) یعنى چگونه خداوند به زید این توفیق را عنایت کرد که از خوردن‏ذبحى که براى بتها ذبح شده و یا نام خدا بر آن جارى نشده بود خوددارى‏کند،ولى به رسول خدا چنین توفیقى نداد،با اینکه رسول خدا(ص)به‏چنین فضیلتى سزاوارتر بود بخاطر عصمتى که از سوى خداى تعالى‏داشت:

    و آنگاه درصدد پاسخ و توجیه برآمده و گوید:

    «لیس فى الروایة انه قد اکل من السفره و بان شرع ابراهیم انما جاء بتحریم‏المیتة لا بتحریم ما ذبح لغیر الله تعالى فرید امتنع عن اکل ما ذبح لغیر الله براى رآه‏لا بشرع ما تقدم‏»

    یعنى در روایت نیامده که آنحضرت از آن سفره چیزى خورد،و از این گذشته‏شرع ابراهیم میته را حرام کرده بود نه آنچه را که نام خدا بر آن جارى نشده بود،و ازاینرو زید طبق راى خود از خوردن آن غذا خوددارى کرد نه بخاطر شریعت گذشته.

    trans آیین پیامبر(ص) پیش از بعثت

    ولى براى خواننده محترم روشن است که این پاسخ نمیتوانداشکال و شبهه را از ذهن انسان رفع کند و بهتر آن است که اصل‏حدیث را که بگفته ایشان بر خلاف دلیلهائى است که عصمت‏رسول خدا(ص)را ثابت کرده مردود بدانیم و آنرا نپذیریم.

    و همچنین حدیث‏«استلام اصنام‏»-دست و صورت مالیدن‏به بتها بعنوان تبرک و احترام-که در روایات ایشان آمده (۴) وروایات دیگرى که حکایت از مشارکت آنحضرت در مراسم‏شرک‏آمیز آنها میکند همگى مردود و مخالف با مبانى و اصول خودآنها در باب نبوت آن بزرگوار است.

    روح،خلقى است از مخلوقات خدا بزرگتر از جبرئیل ومیکائیل که بهمراه رسول خدا(ص)بوده و همراه امامان نیز هست و او ازعالم ملکوت(و مجردات و فرشتگان)است.

    ثانیا از نظر تاریخ مسلم است که آنحضرت قبل از بعثت‏عبادتهائى از قبیل نماز و روزه و طواف و حج و عبادتهاى دیگرى‏انجام میداده چنانچه در حدیث عایشه و دیگران در ماجراى بعثت‏این جمله بود که:

    «فکان یخلو بغار حراء فیتحنث فیه‏»

    و«تحنث‏»را به‏«تعبد»معنا کرده بودند.

    و مرحوم فتال نیشابورى در روضة الواعظین گفته:

    «رسول خدا(ص)از اول تکلیف روزه میگرفت و نمازمى‏گذارد،بعکس آنچه در میان قوم معمول بود و چون به سن‏چهل سالگى رسید خداوند بوسیله جبرئیل او را مامور به ابلاغ‏رسالت فرمود…» (۵)

    214111747691213173130132881439152240155171 آیین پیامبر(ص) پیش از بعثت

    و اکنون با توجه به این دو مقدمه این بحث پیش آمده که آیارسول خدا(ص)در پیروى از مرام مقدس توحید و عمل به‏دستورات و اعمال دینى تابع چه شریعتى بوده؟آیا شریعت انبیاءگذشته و یا شریعت‏خود یعنى شریعت مقدس اسلام که بعدامامور به ابلاغ و اظهار آن گردید…و در آن وقت تنها خودآنحضرت مامور به پیروى و انجام اعمال آن بود…

    و بنابر آنچه گفته شد تذکر این نکته در اینجا لازم است که‏به نظر نگارنده طرح این بحث‏بنحوى که در کتابهاى دانشمندان‏اسلامى اعم از دانشمندان شیعه و اهل سنت-آمده خالى از نوعى‏تسامح و بى‏دقتى نیست زیرا آن مسئله را به این نحو و با این‏عبارت طرح کرده و گفته‏اند:

    «اعلم ان علماء الخاصه و العامه اختلفوا فى ان النبى(ص) هل کان قبل بعثته متعبدا بشریعته ام لا…» (۶) و یا این عبارت که از یکى از دانشمندان بزرگ اهل سنت‏است که میگوید:

    «و قد اختلف العلماء فى تعبده قبل البعثه هل کان على شرع ام لا؟» (۷) یعنى علماء اختلاف دارند در اینکه تعبد و انجام عبادتهاى آنحضرت پیش ازماجراى بعثت آیا بر طبق شرعى از شرایع بوده یا نه؟

    و وجه تسامح و بى‏دقتى همین است که اعمال و عبادات آن‏بزرگوار بطور مسلم بر طبق شریعتى انجام میشده که آن شریعت‏یاشریعت پیمبران گذشته بوده و یا شریعت‏خود آن بزرگوار…

    و شاید مرحوم علامه(ره)در شرحى که بر مختصر ابن حاجب‏نگاشته و عبارت آنرا مرحوم مجلسى در بحار الانوار نقل کرده‏متوجه این مطلب بوده که بحث را اینگونه مطرح فرموده:

    «اختلف الناس فى ان النبى(ص)هل کان متعبدا بشرع احد من الانبیاءقبله قبل النبوه ام لا…» (۸) که براى اهل تحقیق روشن است که این عبارت از آن‏تسامح و اشکال خالى است و بهر صورت مسئله آنقدر مهم نیست‏که بیش از این مقدار وقت‏شما را بگیریم و این مقدار هم از باب تذکر بنظر لازم آمد.و بهتر آن است که به اصل بحث‏بازگردیم وبحث را اینگونه طرح کنیم که:آیا رسول خدا(ص)قبل از بعثت‏تابع چه شریعتى از شریعتهاى الهى بوده؟

    جمعى معتقدند که آنحضرت تابع شریعتهاى پیمبران قبل ازخود بوده؟و گروهى نیز معتقدند که تابع شریعت‏خود یعنى‏شریعت اسلام بوده،با این توضیح که در آنزمان بدان حضرت‏وحى میشد و به اصطلاح‏«نبى‏»بود،و موظف بود بدانچه بر اووحى میشد بدان عمل کند،ولى‏«رسول‏»نبود و وظیفه نداشت‏آنها را بدیگران ابلاغ کند،تا سن چهل سالگى که به‏منصب رسالت مفتخر گردید و موظف شد این آئین مقدس رابدیگران نیز ابلاغ کند.

    منظور از پیروى‏«ملة ابراهیم‏»همان اصول عقلیه است نه‏فروع شرعیه،بدلیل آیه دیگرى که فرموده: و من یرغب عن‏ملة ابراهیم الامن سفه نفسه (۱۲) و پر واضح است که بسیارى از فروع شرعیه آئین ابراهیم نسخ‏شده و اگر منظور از«ملة ابراهیم‏»همه اصول و فروع بود با توجه‏به این آیه نسخ آنها جایز نبود.

    گروه اول نیز که عقیده دارند آنحضرت تابع شریعتهاى‏پیمبران قبل از خود بوده درباره آن شریعت و آن پیامبراختلاف نظر دارند و چهار نظریه درباره آن شریعت ذکر شده:

    ۱-شریعت نوح علیه السلام ۲-شریعت ابراهیم علیه السلام ۳-شریعت موسى علیه السلام ۴-شریعت عیسى علیه السلام

    و در اینجا نظریه پنجمى هم ابراز شده و آن این است که‏گفته‏اند: هر چه نزد آنحضرت ثابت‏شده بود که شریعت است از آن‏پیروى کرده و بدان عمل میکرد و پیرو شریعت مخصوصى نبود.وبنظر میرسد غرض ورزى و دست‏سیاست‏بازان و قصه‏پردازان یهودو نصارى هم در این مسئله راه یافته باشد و براى اثبات اینکه‏شریعت اسلام پیرو همان شرایع یهود و نصارى است ورسول خدا(ص)نیز تابع موسى و عیسى بوده به این بحث دامن‏زده و احیانا اظهار نظرهائى کرده باشند زیرا آنها که باک‏نداشتند ابراهیم علیه السلام را یهودى یا نصرانى بخوانند هیچ‏باکى نداشتند که رسولخدا(ص)و سلاله ابراهیم علیه السلام رایهودى و یا نصرانى بدانند!و بهر صورت هر یک از دو دسته براى‏مدعاى خود دلیلهائى ذکر کرده‏اند و دانشمندان نیز آنها را درکتابهاى خود بتفصیل نقل کرده‏اند که فشرده‏اى از آنرا میتوانیددر بحار الانوار مجلسى(ره) بخوانید (۹) و بنظر ما آنچه در میان‏دلیلهاى دسته اول(یعنى آنها که گفته‏اند رسول خدا تابع‏شریعتهاى قبل از خود بوده) مهم و قابل بحث میباشد چند آیه‏قرآنى است و بقیه گفتارها اجتهادات و یا روایات ضعیفى است‏که از نقل آنها صرفنظر میکنیم.و به نقل همان آیات اکتفامى‏نمائیم:

    143995612238253791022072044621121321323914 آیین پیامبر(ص) پیش از بعثت

    ۱-آیه ۹۰ از سوره انعام است که خداى تعالى پس از ذکرنام جمعى از پیمبران چون ابراهیم و فرزندان آن بزرگوار فرماید:

    اولئک الذین هداهم الله فبهداهم اقتده آنها هستند که خداوند ایشانرا هدایت و راهنمائى فرمود،و تو نیز ازهدایت آنها پیروى کن…

    و پاسخى که از استدلال به این آیه داده شده آن است که‏منظور از این هدایت و پیروى از آن همان اصول مورد اتفاق همه‏ادیان است نه فروع شرعیه زیرا پر واضح است که فروع در ادیان‏گذشته مورد اختلاف بوده…

    نگارنده گوید:مؤید این پاسخ نیز همان نزول آیه است که‏پس از بعثت رسول خدا(ص)نازل گشته و میتوان گفت:این آیه‏ربطى به بحث ما که بحث از شریعت رسول خدا(ص)قبل ازبعثت میباشد ندارد…

    و از همین پاسخ مى‏توان پاسخ استدلال به آیات دیگرى را نیزکه در اینباره شده است دانست مانند آیه:

    شرع لکم من الدین ما وصى به نوحا و الذى اوحینا الیک و ماوصینا به ابراهیم و موسى و عیسى،ان اقیموا الدین و لا تفرقوا فیه‏کبر على المشرکین ما تدعوهم الیه… (۱۰) که با توجه به صدر و ذیل آیه بخوبى روشن میشود که منظور همان اصول عقایدى است که‏در همه ادیان بوده است…

    و آیه شریفه ثم اوحینا الیک ان اتبع ملة ابراهیم حنیفا… (۱۱) که منظور از پیروى‏«ملة ابراهیم‏»همان اصول عقلیه است نه‏فروع شرعیه،بدلیل آیه دیگرى که فرموده: و من یرغب عن‏ملة ابراهیم الامن سفه نفسه (۱۲) و پر واضح است که بسیارى از فروع شرعیه آئین ابراهیم نسخ‏شده و اگر منظور از«ملة ابراهیم‏»همه اصول و فروع بود با توجه‏به این آیه نسخ آنها جایز نبود…

    و آیه: انا اوحینا الیک کما اوحینا الى نوح و النبیین… (۱۳) و بخصوص آیه اخیر که ظاهرا مربوط به اصل مسئله وحى وکیفیت آن است و ربطى به مسئله مورد بحث ما ندارد…

    و اما دلیل گروه دیگر که گفته‏اند:رسول خدا(ص)پیروشریعت و آئین خود یعنى آئین مقدس اسلام بوده روایات بسیارى‏است که برخى از آنها صراحت در این مطلب دارد و از برخى با توجه به روایات و شواهد دیگر استفاده مطلب از آنها میشود که ازدسته نخست روایاتى است که صراحت دارد بر اینکه‏رسول خدا(ص)قبل از بعثت نیز«نبى‏»و پیامبر بوده.

    قصه‏پردازان یهودو نصارى هم در این مسئله راه یافته باشد و براى اثبات اینکه‏شریعت اسلام پیرو همان شرایع یهود و نصارى است ورسول خدا(ص)نیز تابع موسى و عیسى بوده به این بحث دامن‏زده و احیانا اظهار نظرهائى کرده باشند زیرا آنها که باک‏نداشتند ابراهیم علیه السلام را یهودى یا نصرانى بخوانند هیچ‏باکى نداشتند که رسول خدا(ص)و سلاله ابراهیم علیه السلام را یهودى و یا نصرانى بدانند!

    ۱-مانند روایت مشهورى که در کتابهاى شیعه و اهل سنت‏آمده که رسول خدا(ص)فرمود:

    «کنت نبیا و آدم بین الروح و الجسد» (۱۴) من پیامبر بودم در وقتى که آدم میان روح و بدن بود…

    و در برخى از کتابها این گونه نقل شده که فرمود:«کنت‏نبیا و آدم بین الماء و الطین‏»:و براى فهم بهتر این استدلال بایداین مطلب را نیز اضافه کرد که بعثت پیمبران الهى که برتر وخاتم آنها پیامبر بزرگوار اسلام بوده است مراحل و درجاتى داشته-چنانچه از روایات نیز استفاده میشود-که یکى از آن مراحل‏«نبوت‏»است و این مرحله قبل از مرحله رسالت‏بوده و مرحله‏نبوت آن بزرگواران مرحله‏اى بوده که از طریق فرشتگان و یا درخواب و یا از طریق الهام به آنها وحى میشده و دستورات و یاخبرهائى از جانب خداى تعالى به ایشان داده مى‏شد که مامور به‏عمل بدان میشدند ولى مامور به ابلاغ و رساندن آنها بدیگران‏نبودند و در این مرحله آنها«نبى‏»بودند نه رسول و براى درک بیشتر این مطلب به روایات زیر توجه کنید که در باب‏«طبقات الانبیاء و الرسل و الائمة‏»از کتاب شریف کافى وجاهاى دیگر نقل شده مانند این روایت که کلینى(ره)بسند خود از زید شهام روایت کرده که گوید:از امام صادق علیه السلام‏شنیدم که فرمود:«ان الله تبارک و تعالى اتخذ ابراهیم عبدا قبل ان‏یتخذه نبیا و ان الله اتخذه نبیا قبل ان یتخذه رسولا و ان الله اتخذه‏رسولا قبل ان یتخذه خلیلا و ان الله اتخذه خلیلا قبل ان یجعله اماما فلما جمع له الاشیاء قال:انى جاعلک للناس اماما» (۱۵) براستى که خداى تعالى ابراهیم را به بندگى خویش برگرفت پیش ازآنکه به نبوت برگیرد،و خداى تعالى او را به نبوت خویش برگرفت پیش‏از آنکه به رسالت‏برگیرد،و به رسالت‏برگرفت پیش از آنکه بدوستى خودبرگیرد،و به دوستى برگرفت پیش از آنکه به امامت‏برگیرد و چون همه‏اینها را براى او گردآورد فرمود«من تو را براى مردم امام قرار دادم‏»و نیز بسندش از زراره روایت کرده که گوید: از امام باقرعلیه السلام معناى آیه شریفه‏«و کان رسولا نبیا»و فرق میان‏«رسول‏»و«نبى‏»را پرسیدم و آنحضرت در پاسخ من فرمود:

    «النبی الذی یرى فی منامه و یسمع الصوت و لا یعاین الملک و الرسول‏الذى یسمع الصوت و یرى فى المنام و یعاین الملک…» (۱۶) و نبى کسى است که در خواب(فرشته را)به‏بیند و صداى(او را)بشنود ولى‏به عیان فرشته را نبیند و رسول کسى است که صدا را بشنود و در خواب‏ببیند و در عیان نیز او را مشاهده کند.

    و بسندش از امام صادق علیه السلام روایت کرده که فرمود:

    «الانبیاء و المرسلون على اربع طبقات،فنبى منبا فى نفسه لا یعدوغیرها و نبى یرى فى النوم و یسمع الصوت و لا یعاینه فى الیقظه و لم‏یبعث الى احد…» (۱۷) پیامبران و رسولان بر چهار طبقه هستند گاهى‏«نبى‏»است که تنها به او خبر

    21199153522936157233632111719831167162 آیین پیامبر(ص) پیش از بعثت

    رسیده و از او بدیگرى تجاوز نکند،وگاهى‏«نبى‏»است که در خواب ببیند و صدا را بشنود و در بیدارى‏نه‏بیند و بسوى دیگرى هم مبعوث نشده…

    و روایت دیگرى که از یزید کناسى روایت کرده که گوید:

    از امام باقر علیه السلام پرسیدم:آیا عیسى بن مریم در آنهنگام که‏در گهواره سخن گفت‏حجت‏خداى تعالى بر مردم زمان خود بود؟

    امام علیه السلام در جواب من فرمود:

    «کان یومئذ نبیا حجة لله غیر مرسل،اما تسمع لقوله تعالى حین‏قال انى عبد الله آتانى الکتاب و جعلنى نبیا» (۱۸) وى در آنروز«نبى‏»و حجتى بود از سوى خدا ولى‏«مرسل‏»و فرستاده بسوى کسى نبود،آیا این گفتار خداى تعالى را نشنیده‏اى‏آنهنگام که عیسى گفت‏«من بنده خدایم که کتاب بمن داده و مرا«نبى‏»قرارم داده‏».و از روایت اخیر و استشهاد به آیه قرآنى‏بخوبى معلوم میشود که مقام نبوت مقامى است که ممکن است‏به پیمبران در گهواره نیز داده شود چنانچه به عیسى علیه السلام‏داده شد… (۱۹) و بخصوص با توجه به روایاتى که خداوند هیچ‏فضیلت و کرامت و معجزه‏اى به پیامبرى از پیمبران خود عطانفرمود جز آنکه آنرا به رسول خدا(ص)نیز عطا فرمود مانند روایت‏مفصلى که از ارشاد القلوب دیلمى نقل شده که امیر المؤمنین‏علیه السلام بمردى یهودى که در اینباره سئوال کرد فرمود:

    «فو الله ما اعطى الله عز و جل نبیا و لا مرسلا درجة و لا فضیلة‏الا و قد جمعها لمحمد(ص)و زاده على الانبیاء و المرسلین‏اضعافا…» (۲۰) بخدا سوگند که خداى عز و جل به هیچ نبى و مرسلى درجه و فضیلتى‏عطا نفرمود،جز آنکه آنرا براى حضرت محمد(ص)گرد آورده و بلکه چند برابر آنها افزوده است…

    ۲-دلیل دوم،سخن امیر المؤمنین علیه السلام است در«خطبه قاصعه‏»که در نهج البلاغه و کتابهاى دیگر از آنحضرت‏نقل شده که درباره رسول خدا(ص)فرمود:

    «و لقد قرن الله به(ص)من لدن ان کان فطیما اعظم ملک من‏ملائکته یسلک به طریق المکارم و محاسن اخلاق العالم لیله و نهاره‏»خداى تبارک و تعالى از لحظه‏اى که پیغمبر را از شیر گرفتندبزرگترین فرشته از فرشتگان خود را قرین او فرمود تا اخلاق نیکو و صفات‏پسندیده را به وى بیاموزد…و معناى تعلیم فرشته جز همان نبوت چیزدیگرى نیست.

    و در چند روایت در اصول کافى آمده که منظور از«روح‏»در آیات سوره شورى و اسراء یعنى آیه شریفه و کذلک اوحیناالیک روحا من امرنا (۲۱) و آیه یسئلونک عن الروح قل الروح من‏امر ربى (۲۲) همین فرشته بوده،که یکى از آنها روایت زیر است‏که کلینى بسند خود از ابى بصیر روایت کرده که گوید:از امام‏صادق علیه السلام تفسیر«روح‏»را در آیه‏«یسئلونک عن الروح‏»پرسیدم و آنحضرت فرمود:«خلق اعظم من جبرئیل و میکائیل،کان‏مع رسول الله(ص)و هو مع الائمه و هو من الملکوت‏» (۲۳) ۲۵۲ یعنى این روح،خلقى است از مخلوقات خدا بزرگتر از جبرئیل ومیکائیل که بهمراه رسول خدا(ص)بوده و همراه امامان نیز هست و او ازعالم ملکوت(و مجردات و فرشتگان)است.و در روایتى که صفار درکتاب بصائر الدرجات روایت کرده اینگونه است که امام صادق‏علیه السلام فرمود:

    «ان الروح خلق اعظم من جبرئیل و میکائیل،کان مع‏رسول الله(ص)یسدده و یرشده و هو مع الاوصیاء من بعده‏».

    و بلکه در پاره‏اى از روایات آمده که‏«روح القدس‏»که‏نامش در قرآن کریم و در روایات آمده نام همین فرشته بود نه نام‏جبرئیل و نام جبرئیل روح الامین است که در قرآن کریم نیزآمده است.

    نگارنده گوید:با توجه بدانچه ذکر شد بنظر میرسد این قول‏دوم نزدیک‏تر به ذهن و اولى به پذیرفتن و قبول باشد و از نظر عقل‏و نقل مانعى براى پذیرفتن آن بنظر نمیرسد.

    منبع: رسولى محلاتى، درسهایى از تاریخ تحلیلى اسلام جلد ۲


    پى‏نوشتها:

    ۱-زید بن عمرو بن نفیل از حنفاء بوده است که در گذشته بتفصیل در مقاله‏اى جداگانه‏شرح حالش را ذکر کردیم.

    ۲-الصحیح من السیره ج ۱ ص ۱۵۸٫

    ۳-الروض الانف ج ۱ ص ۲۵۶٫

    ۴-الصحیح من السیره ج ۱ ص ۱۶۰٫

    ۵-بنقل از کتاب جنه الماواى قاضى طباطبائى.

    ۶-بحار الانوار ج ۱۸ ص ۲۷۱٫

    ۷-سیرة النبویة ابن کثیر ج ۱ ص ۳۹۱٫

    ۸-بحار الانوار ج ۱۸ ص ۲۷۱٫

    ۹-بحار الانوار ج ۱۸ ص ۲۷۱-۲۸۱٫

    ۱۰-سوره شورى آیه ۱۳٫

    ۱۱-سوره نحل آیه ۱۲۳٫

    ۱۲-سوره بقره آیه ۱۳۰٫

    ۱۳-سوره نساء آیه ۱۶۳٫

    ۱۴-الغدیر ج ۹ ص ۲۸۷،بحار الانوار ج ۱۸ ص ۲۷۸٫

    ۱۵-الاصول من الکافى باب طبقات الانبیاء و الرسل و الائمة ج ۲٫

    ۱۶-الاصول من الکافى باب الفرق بین الرسول و النبى و المحدث ج ۱٫

    ۱۷-الاصول من الکافى باب طبقات الانبیاء و الرسل.

    ۱۸-بحار الانوار ج ۱۸ ص ۲۷۸٫

    ۱۹-در میان پیمبران الهى پیغمبران دیگرى نیز بوده‏اند که در کودکى و نوجوانى به مقام‏نبوت رسیده‏اند مانند عیسى که خداوند درباره‏اش فرمود«و آتیناه الحکم صبیا»و یوسف‏که خداوند درباره‏اش فرمود«و اوحینا الیه لتنبئنهم بامرهم هذا»و بگفته بسیارى از مفسران‏منظور از این وحى،وحى نبوت بوده.

    ۲۰-بحار الانوار ج ۱۶ ص ۳۴۱٫

    ۲۱-سوره شورى آیه ۵۲٫

    ۲۲-سوره اسرى آیه ۸۵٫

    ۲۳-بحار الانوار ج ۱۸ ص ۲۵۶٫

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: ابراهیم قلی پور
  • تاریخ: ۱۲ بهمن ۱۳۸۸
  • بدون نظر
  • خرید ساعت فوق العاده

    ساعت STORM بر خلاف ساير ساعت هاي موجود ، نه يك ساعت عقربه اي است و نه يك ساعت كامپيوتري!
    همانطور كه در تصوير مشاهده ميكنيد اين ساعت با ظاهري متفاوت و مدرن به بازار ارائه شده است. صفحه اين ساعت در حالت عادي خاموش بوده و زماني كه شما دكمه آن را لمس كنيد تمام چراغ هاي ساعت با يك رقص نور خارق العاده روشن شده و ساعت براي شما نمايش داده خواهد شد كه مطمئنا ديگران را حيرت زده خواهد كرد.
    از ديگر خصوصيات اين ساعت دارا بودن تقويم مي باشد. همچنين بند اين ساعت تمام استيل بوده و داراي يك سال گارانتي تعويض مي باشد.
     

    همراه با كتاب راهنماي نگهداري زيورالات بعنوان هديه

    ISBN : 925-325-5096-18-3

    قيمت : 29500 تومان 

     خرید اینترنتی