زندگی نامه ی سید ضیاءالدین طباطبائی

سیدضیاءالدین طباطبائی در سال ۱۹۲۱ میلادی.

سیدضیاءالدین طباطبائی یزدی (۶ شهریور ۱۳۴۸ – ۱۲۶۷) روزنامه‌نگار و نخست‌وزیر ایران بود.

از جوانی در روزنامه‌ها مقاله می‌نوشت و پس از مشروطه روزنامه رعد را تأسیس کرد. در ۱۲۹۷ هجری شمسی در راس هیئتی به باکو رفت تا قراردادی با دولت جدید قفقاز ببندد.

در کودتای ۱۲۹۹ همراه با رضاخان شرکت داشت و رئیس‌الوزرا شد. تا ۴ خرداد ۱۳۰۰ در این مقام بود و دوبار کابینه تشکیل داد.

پس از آن به اروپا رفت و مدتی در سوئیس بود. سپس به فلسطین رفت و کشاورزی می‌کرد.

در ۱۳۲۲ دوباره به ایران آمد و حزب اراده ملی را تأسیس کرد در دوره چهاردهم مجلس شورای ملی نماینده شد.

او همواره به پیروی از سیاست بریتانیا در ایران مشهور بود و به ویژه ان لمبتون پژوهشگر و از ماموران اطلاعاتی بریتانیا در ایران از او حمایت می‌کرد. پس از تصویب قانون ملی شدن صنعت نفت در ایران بریتانیا اصرار داشت که او نخست‌وزیر شود تا به دست او کار نفت به سود شرکت نفت ایران و انگلیس خاتمه یابد. روزی که دکتر مصدق به صورتی نامنتظر نخست‌وزیری را پذیرفت، سید ضیاء در دربار نزد شاه بود و انتظار داشت که مجلس او را نخست‌وزیر کند و فرمان نخست‌وزیری را از شاه دریافت دارد. بعد از آن کودتای ۲۸ مرداد هم صحبت نخست‌وزیر شدن او مطرح بود.

ادامه ی مطلب

آیت الله سیدرضا حسینی‌نسب

سید رضا حسینی نسب (۱۳۳۹) فقیه، فیلسوف، شاعر و نویسنده علوم شیعه مقیم کشور کانادا است. وی مدیریت و امامت مرکز اسلامی هامبورگ را تا سال ۱۳۸۲ بر عهده داشت

تولد

سید رضا حسینی نسب، در سال ۱۳۳۹ شمسی در شهرستان مهریز در استان یزد متولد شد. تحصیلات عمومی را در مدارس آن شهرستان گذراند و به منظور تحصیل علوم دینی، عازم شهرستان یزد گردید.

تحصیلات دینی

وی پس از آموزش مقدّمات علوم اسلامی در حوزه علمیه یزد، در سال ۱۳۵۵ به منظور تکمیل تحصیلات عالیه اسلامی به شهر قم مهاجرت کرد. او دانش‌های فقه، اصول فقه، فلسفه، منطق، اقتصاد اسلامی، علم کلام، علم رجال، علم هیأت و نجوم و ادبیات را از استادانی چون محمد تقی بهجت، فاضل لنکرانی، میرزا جواد تبریزی و علامه حسن زاده آملی، فرا گرفت

تدریس

حسینی نسب بیش از پانزده سال به تدریس علوم اسلامی از قبیل فقه، اصول، فلسفه، علم هیأت و علم کلام در حوزه علمیه قم پرداخت. همچنین به مدت چهار سال در مرکز اسلامی هامبورگ و دو سال در آکادمی اسلامی آلمان، در شهر هامبورگ تدریس کرد و به مدت سه سال نیز به عنوان محقّق در دانشگاه تورنتو کانادا، به پژوهش بر روی پروژه‌های علمی و دینی همت گماشت

تالیفات

از حسینی نسب بیش از پنجاه کتاب به زبان‌های مختلف در زمینه فقه، اصول فقه، فلسفه، کلام، شعر و ادب، علم هیأت و نجوم، منطق و غیر آن به شرح ذیل منتشر گردیده و در پایگاه اختصاصی وی به صورت آنلاین در دسترس است

ادامه ی مطلب

محمد مهدی مفتح

زندگینامه

محمد مهدی مفتح در ۸ دی ۱۳۳۵ هجری شمسی در شهر قم به دنیا آمد.او در خانواده‌ای مذهبی پرورش یافت. پدرش شهید آیت الله دکتر محمد مفتح و مادرش فاطمه جابری انصاری بود. تحصیلات خود را در همان قم شروع کرد.دبستان را در قم در مدرسه اوحدی به پایان رساند. به خاطر فعالیت های سیاسی و همچنین دانشگاهی پدر و تبعید پدر به تهران هجرت کرد و دبیرستان را در مدرسه ی علوی ادامه داد. سپس وارد دانشگاه شد و در کنار آن به تدریس در دبیرستانها پرداخت.او تحصیلات دانشگاهی را در رشته ی مهندسی صنایع در دانشگاه صنعتی شریف شروع کرد و بعد از اخذ مدرک لیسانس از این دانشگاه تحصیلات خود را در همین رشته در دانشگاه پلی تکنیک(امیر کبیر) ادامه داد و فوق لیسانس را در این دانشگاه گرفت. با نشان دادن توانایی های خود اطمینان افراد را در کار آمد بودن جلب کرد و به سمت مدیر عاملی مجتمع انبار و سردخانه ی شهید امین زاده منصوب شد.همچنین سابقه مدیر عاملی شرکت شیشه قزوین و شرکت شیشه آبگینه و شیشه آذر را دارد. دوره چهارم مجلس شورای اسلامی بود که انتخابات در شهرستان رزن به علت تقلب باطل شد و در این زمان بود که دوستان او با اطلاعی که از روحیه ی سیاسی او و سابقه ی سیاسی پدرش (شهید آیت الله دکتر محمد مفتح) داشتند به او پیشنهاد کاندیداتوری در میان دوره‌ای مجلس را کردند و او در ابتدا نپذیرفت ولی بعد از اصرار دوستان و احساس مسولیتی که او در خود احساس کرد این کار را پذیرفت و با رایی قاطع وارد مجلس شورای اسلامی شد. در این زمان بود که او احساس کرد کشور در قسمت اقتصاد دچار ضعف هایی است و برای خدمت گسترده تر و حل این معضل به فکر ادامه ی تحصیلات در رشته اقتصاد افتاد. این کار را شروع کرد و با تلاش های شبانه روز علاوه بر انجام کارهای مردم و مجلس به تحصیل پرداخت و موفق به اخذ مدرک دکترای اقتصاد شد.او بعد از مجلس چهارم در تمام دورها از همان حوزه نماینده شد به جز مجلس ششم که به علت وقوع مشکلاتی نتوانست وارد مجلس شود.در این دوره چهار ساله باز به صنعت برگشته و مدیر عامل شرکت شیشه قزوین شد.در دور هشتم نیز با رای ۷۵ درصدی وارد مجلس شورای اسلامی شد.

ادامه ی مطلب

میررضی آرتیمانی

میرزا محمد رضی معروف به میررضی آرتیمانی از شاعران و عارفان مشهور زمان صفویه است که در نیمه دوم قرن دهم هجری قمری در روستای آرتیمان از توابع تویسرکان بدنیا آمد.

میر رضی در سال ۱۰۳۷ هجری قمری (۱۰۰۵ش)دیده از جهان فرو بست او را در محل خانقاهش بخاک سپردند. آرامگاه او در تویسرکان قرار دارد.

ساقی نامه معروف که با بیت

الهی به مستان میخانه‌ات به عقل آفرینان دیوانه‌ات

آغاز می‌شود از آثار اوست.رضی یکی از عُرفایی است که تا بحال در مورد شخصیت والایش کمتر در بین عموم صحبت یا سخنی رانده شده است وی در مکتب عرفان دارای منزلتی است است که از اشعار او خصوصاٌ ساقینامهْ وی بر می آید .نام او سید محمد و تخلصش «رضی» و تولدش را در نیمهْ دوم قرن دهم هجری در قریهْ آرتیمان که یکی از توابع شهر تویسرکان است واقع در استان همدان می باشد آورده اند وی در ایام جوانی به همدان عزیمت و در آنجا مشغول تحصیل شد واز شاگردان «میر» مرشد بُروجردی گردید رضی بعلت شایستگی و افری که داشت زود مورد توجه شاه عباس ماضی که معاصر وی بوده است قرار گرفت و در جمع منشیان میرزایان شاه درآمد وبهمین دلیل بود که داماد خاندان بزرگ صفوی شد و ثمرهْ این ازدواج یکی ابراهیم ادهم است که فرزند ارشد اوست وی نیز مقامی علمی و ادبی و عرفانی داشته است .

کلمهْ ‌«میر» از آن جهت به رضی اطلاق شده است که مدتی جزء میرزایان شاه عباس بوده است در بستان السیاحه بدین مضمون آمده است که عارف ربانی «سید رضی آرتیمانی که در زمان شاه عباس ماضی صاحب دیوان و ساقینامه مشهور است از قریهْ آرتیمان اما اولاد وی اکنون از جد خویش نصیب و بهره نبرده اند.رضا قلیخان هدایت در مورد رضی چنین نوشته است : سیدی است صاحب ذوق و حال عرفانی با افضال در معارف الهیه مسلم آفاق و در مدارج حقانیه در عالم طاق معاصر شاه عباس صفوی و والد میرزا ابراهیم متخلص به ادهم است وی که از رِندان مست و عارفان پاکدل و صوفیان صافی دل است علوم نقلی و عقلی او را چون حجابی می بیند که انسان را به خود متوجه می سازد و از عشق به معشوق یکتا باز میدارد و در ساقینامه خود که سرشار از مفاهیم عرفانی است .می فرماید:

قلم بشکن و دور افکن سبق بسوزان کتاب و بشویان ورق

که گفته است چندین ورق ار ببین بگردان ورق را و حق را ببین

و در جایی دیگر سروده است:

کتاب اشـــــارت اَبرو بخوان شفا در لب جام پُر بــاده دان

بمن جان من می بده می بــده پیـاپی پـیـاپی پیـاپی بـده

رضی پس از درگذشت سالیانی از عمر شریف خود را دوباره عزم وطن خویش مینماید و به زادگاه خود بر می گردد و در همان جا جان به جان آفرین میدهد

و به حقیقت هستی و جانان نائل میآید آرامگاه ابدی رضی در «همینه» واقع شده که نام محلی است از محلات تویسرکان و هم اکنون تربت پاکش زیارتگاه عاشقان و سالکان و صوفیان والا مقام است و دیوان شعر او آبشخور هنرمندان این مرز بوم است که همواره با اشعار او عشق و مشق کرده اند

مسعود سعد سلمان

مسعود سعد سلمان شاعر دورهٔ غزنوی که در نیمهٔ دوّم قرن پنجم و آغاز قرن ششم هجری می‌زیسته‌است.

زندگی مسعود سعد سلمان

سعد سلمان پدر مسعود، اهلِ همدان بود. مسعود سعد تا شصت سال به عنوان یکی از عمّال دیوان غزنوی، خدمت کرد. در سال ۴۳۸ هجری قمری هنگامی که سلطان مسعود بن محمود، فرزندِ خود «مجدود» را به فرمانفرمایی هند فرستاد، سعد سلمان همراهِ او بود.

مسعود سعد سلمان، در سال ۴۳۸ هجری در لاهور به دنیا آمد. او دو پسر و یک دختر داشت. یک پسر موسوم به «سعادت» که شاعر بود و پسرِ دیگر «صالح» (یا محمد) نام داشته که هنگامِ زندانی بودن پدر، در مرنج، وفات یافته‌است.

حیات مسعود سعد سلمان مصادف با عهدِ شش پادشاه غزنوی بوده‌است که عبارت‌اند از؛ شاه فرخ‌زاد، سلطان ابراهیم، مسعود بن ابراهیم، شهرزاد، ملک ارسلان و بهرامشاه. کودکی او در عهد پادشاه فرّخ‌زاد بوده و زندگی ادبی و خدمت شاهی او، از عهد سلطان ابراهیم، آغاز می‌شود.

مسعود سعد سلمان در سال ۵۱۸ هجری از دنیا رفت. بخشی از حیات هشتاد‌ساله او در زندان‌های دهک، نای، سو و مرنج گذشته است. شغل رسمی او کتاب‌دار سلطنتی بوده است.

آثار مسعود سعد سلمان

مسعود سعد یکی از قصیده‌سرایان بود و سبک شعر او خراسانی است. دیوان او بهترین گواه مهارت وی در سرایش هرگونه شعر فارسی است. بیشتر اشعارش حبسیه ‌است. حبسیه اشعاری است که معمولاً در حبس و زندان و در گلایه از رنج و آلام آتها سروده می‌شود. علاوه بر قصاید در دیوانش غزل، رباعی، مثنوی، قطعه و چیستان نیز یافت می‌شود. زبان او آسان و سلیس می‌باشد. وصفِ طبیعت، غزل‌های عاشقانه و بزمی در شعر او کمتر است. بیشتر قصیده‌های شِکوه‌ای مسعود، از راهِ دادخواهی، خطاب به شاهانِ غزنوی یعنی سلطان ابراهیم بن مسعود و پسرش علاءالدّوله بن ابراهیم، شهرزاد بن ابراهیم، مَلِک ارسلان بن مسعود و بهرام شاه بن مسعود، سروده شده‌است. در این قصاید ابتدا ستایشی از سلطان به عمل آمده و سپس به شکوه پرداخته شده‌است. چندین قصیده در ستایش امرا و دوستانی دارد که به او یاری نموده‌اند. بیشتر اشعارِ او کلامِ جامعه ‌است، خصوصاً آن‌که در زندان گفته شده‌است.

ادامه ی مطلب

فریدون مشیری

فریدون مُشیری (۱۳۰۵ – ۱۳۷۹) از شاعران معاصر ایران است.

زندگی فریدون مشیری

در ۳۰ شهریور ماه سال ۱۳۰۵ در تهران متولد شد. پدر و مادر او هر دو از ادبیات و شعر سررشته داشتند و پدربزرگ مادری او میرزا جوادخان مؤتمن‌الممالک از شاعران روزگار ناصری بود.

مشیری دوره آموزشهای دبستانی و دبیرستانی را در مشهد و تهران به پایان رساند و سپس وارد دانشگاه شد و در رشته زبان ادبیات فارسی دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت، اما آن را ناتمام رها کرد و به سبب دلبستگی بسیاری که به حرفه روزنامه‌نگاری داشت از همان جوانی وارد فعالیت مطبوعاتی در زمینه خبرنگاری و نویسندگی شد و بیش از سی سال در این حوزه کار کرد.

مشیری سالها عضویت هیات تحریریه مجلات سخن، روشنفکر، سپید و سیاه و چند نشریه دیگر را داشت. از سال ۱۳۲۴ در وزارت پست و تلگراف و تلفن و سپس شرکت مخابرات ایران مشغول به کار بود و در سال ۱۳۵۷ بازنشسته شد.

او در سال ۱۳۳۳ با خانم اقبال اخوان ازدواج کرد و اکنون دو فرزند به نام‌های بابک و بهار از او به یادگار مانده‌است.

مشیری سال‌ها از بیماری رنج می‌برد و در بامداد روز جمعه ۳ آبان ماه ۱۳۷۹ خورشیدی در سن ۷۴ سالگی درگذشت.

دفترهای شعر

———————————————————

منابع

کریمی، یوسف، زندگی‌نامهٔ مشهورترین شاعران ایران، تهران: ۱۳۸۵، ص۱۱۳.

میرزاده عشقی

میرزاده عشقی (زادهٔ ۱۲۷۳ خورشیدی در همدان – درگذشتهٔ ۱۲ تیر ۱۳۰۳ خورشیدی در تهران) شاعر دوران مشروطیت ، روزنامه‌نگار و نویسنده ایرانی و مدیر نشریه قرن بیستم بود.

زندگی میرزاده عشقی

میرزاده عشقی نام اصلیش «سید محمدرضا کردستانی» و فرزند «حاج سید ابوالقاسم کردستانی» بود و در تاریخ دوازدهم جمادی‌الآخر سال ۱۳۱۲ هجری قمری مطابق ۲۰ آذرماه ۱۲۷۳ خورشیدی و سال ۱۸۹۴ میلادی زاده شد.

سالهای کودکی را در مکاتب محلی واز سن هفت سالگی به بعد در آموزشگاه‌های «الفت» و «آلیانس» به تحصیل فارسی و فرانسه اشتغال داشته، پیش از آنکه گواهی نامه از این مدرسه دریافت کند در تجارتخانه یک بازرگان فرانسوی به شغل مترجمی پرداخته و به زبان فرانسه مسلط شد.

دوره تحصیلی وی تا سن هفده سالگی بیشتر طول نکشید، در آغاز سن ۱۵ سالگی به اصفهان رفت، سپس برای اتمام تحصیلات به تهران آمد، بیش از سه ماه نگذشت که به همدان باز گشت وچهار ماه بعدش به اصرار پدر برای تحصیل عازم پایتخت شد ولی عشقی از تهران به رشت و بندر انزلی رهسپار واز آنجا به مرکز باز آمد.

هنگامی که در همدان بسر می‌برد اوائل جنگ جهانی اول ۱۹۱۴-۱۹۱۸ میلادی به عبارت دیگر دوره کشمکش سیاست متفقین و دول متحده بود. عشقی به هواخواهی از عثمانی‌ها پرداخت و زمانی که چند هزار تن مهاجر ایرانی در عبور از غرب ایران به سوی استانبول می‌رفتند او هم به آنها پیوست و همراه مهاجرین به آنجا رفت.

عشقی چند سالی در استانبول بود، در شعبه علوم اجتماعی و فلسفه دارالفنون باب عالی جزء مستمعین آزاد حضور می‌یافت، پیش از این سفر هم یک باربه همراهی آلمانیها به بیجار و کردستان رفته بود.
«اپرای رستاخیز شهریاران ایران» را عشقی در استانبول نوشت. این منظومه اثر مشاهدات اواز ویرانه‌های مدائن هنگام عبور از بغداد و موصل به استانبول بوده‌است.

ادامه ی مطلب

قهرمان خان

قهرمان خان قهری شاعر قرن ۱۲هجری قمری در ملایر بوده است.

قهرمان خان متخلص به (قهری) ابن بهزاد خان ابن باقر خان ابن شاهرضا خان ابن یارعلیخان ترکمن که نامبرده اخیر (ازایل جعفربای ) و بدستور نادر شاه از ترکمن صحرا به ملایر تبعید شده کتابش در آسمان شعر و ادب ستاره ایست درخشان که گوی سبقت از همگنان ربوده نظمش در بلاغت و رسائی گوهریست تابان و در انسجام لغات و معانی چون رشته مروارید بهم پیوسته و فروزان نثرش چون شعر در لطف بیان و در سلامت و شیوائی چون آب روان که پس از اندک مطالعه و دقّت اهل ذوق و سخن شناس بی نیاز از توصیف است کلامش که از قلبی پاک و بی آلایش الهام گرفته در خواننده انقلابی پدید می‌آورد چنانکه خود گوید:
فروزان آتشی از سینه در خشک وتر اندازم/ در این ماتم خروش ناله در بحر وبر اندازم

فروریزم بجای اشک خون از دیدهء کوکب/ از اینغم لرزه بر خاصان عرش اکبر اندازم

حدیث تشنه کام نینوارا تازه گردانم/ در این خاکی سرا غوغای شور محشر اندازم

در محبت و علاقه به اهل بیت عصمت و چنان است که حدّی بر آن متصور نیست چنانکه اشاره فرمود:

قهری بر آستان تو کارش بروز وشب/ یا اشکریز قتل حسین است یا حسن

از آه سرد خویش فسردم چو زمهریر/ نه فکر نو بهارم و نه در غم چمن

تا آنجا که می‌گوید: قهری بیچاره اندر نشاتین/ نیست امیدش بجز حب حسین

ادامه ی مطلب

غمام همدانی

غمام همدانی (زادهٔ ۱۲۵۳ خورشیدی در کربلا) از غزل‌سرایان ایرانی است.

محمد یوسف زاده متخلص به غمام همدانی فرزند حجه الاسلام سید یوسف مجتهد همدانی به سال ۱۲۹۲ ه.ق (۱۲۵۳ خ.) در کربلا متولد شد. تحصیلات ابتدایی خود را در محضر پدر به پایان رسانید وسپس به اتفاق وی به همدان مراجعت نمود و به تحصیل علوم متداول زمان شامل ادبیات فارسی ،عربی و فقه ،اصول و فلسفه پرداخت در سوم مهر سال ۱۳۲۱ شمسی در تهران وفات یافت ودر همدان مدفون گردید .وی ارادت خاصی به حافظ و اشعار وی داشت .در سال ۱۳۳۷ه.ق انجمن ادبی همدان را تأسیس نمود.

غزلیات وی پس از وفاتش توسط موسی نثری جمع آوری وبه طبع رسید.

————————————————

منبع

اداره کل میراث فرهنگی استان همدان

محمد مفتح

محمد مفتح در ۲۸ خرداد سال ۱۳۰۷ خورشیدی در همدان به دنیا آمد و در روز ۲۷ آذر ۱۳۵۸ خورشیدی هنگام ورود به دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران توسط گروهک فرقان هدف گلوله قرار گرفت و جان سپرد.

کودکی محمد مفتح

او در سال ۱۳۰۷ در خانواده‌ای روحانی در شهر همدان چشم به جهان گشود. پدرش حجت الاسلام حاج شیخ محمود مفتح از روحانیان بزرگ همدان بود.

تحصیلات محمد مفتح

در همدان نزد افرادی چون آخوند ملا علی، دروس اولیه فقه را فرا گرفت و در سال ۱۳۲۲ و در ۱۵ سالگی برای ادامه تحصیل راهی شهر قم شد . در آنجا در محضر درس : سید روح‌الله خمینی، سید حسین طباطبایی بروجردی، سید محمدرضا گلپایگانی، سید محمدحسین طباطبایی، داماد و حاج آقا رحیم ارباب حضور یافت و به آموختن درس آنان همت گماشت. اما علاقه او باعث شد تا به تحصیلات جدید نیز بپردازد . با گذشت زمان، علاوه بر این که یکی از مدرسین معروف حوزه علمیه شد ، موفق به اخذ درجه دکتری در رشته فلسفه گردید. در طول این مدت در دبیرستانها تدریس می‌کرد و مدتی نیز مدرس حوزه بود. جلسات درس و بحث وی، همیشه با استقبال فراوانی روبرو می‌شد.[

مبارزات سیاسی محمد مفتح

او همراه با درس و بحث به منبرها می‌رفت و سخنرانی می‌کرد. مقالات متعددی در روزنامه‌ها و مجلات اسلامی علیه حکومت پهلوی به رشته تحریر درمی آورد و به جذب دانشجویان و طلاب می‌پرداخت. به شهرهای مختلف ایران از جمله: آبادان، اهواز، خرمشهر، کرمان، اصفهان، یزد و شیراز مسافرت می‌کرد. در جلسات سخنرانی چند هزار نفری شرکت می‌جست و بر علیه حکومت پهلوی سخنرانی می‌کرد. به خاطر فعالیت‌های سیاسی و مخالفت با حکومت پهلوی وی را به زاهدان تبعید کردند و از ورود به استان خوزستان ممنوعش ساختند. در سال ۴۸ پس از آزادی به تهران آمد و در دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران ، دانشگاه تهران ، همگام با مرتضی مطهری به تدریس پرداخت.

پس از تعطیل شدن حسینیه ارشاد در مسجد جاوید یک هسته مقاومت تشکیل داد، و امامت آن را به عهده گرفت. دراین مسجد کلاسهای اقتصاد، فلسفه، جامعه شناسی، نهج البلاغه و تفسیر قرآن تشکیل داد تا از این راه جوانان و دانشجویان را به طرف مسجد بکشاند. در سال ۵۴ حکومت، مسجد را تعطیل و مفتح را به زندان افکند. پس از آزادی از زندان ، مبارزات نیمه مخفی خود را همراه با روحانیت مبارز آغاز کرد و این بار در سال ۵۵ امام جماعت مسجد قبا (تهران) شد. پس از پیروزی انقلاب ۵۷ و مراجعت خمینی به ایران یکی از اعضای اصلی تشکیل دهنده کمیته استقبال بود. سپس سرپرستی کمیته ۴ انقلاب اسلامی و دانشکده الهیات را برعهده گرفت.

نماز عید فطر ۵۷

در روز عید فطر سال ۱۳۵۷ مفتح در تپه‌های قیطریه پیش‌نماز بود. جمعیت حاضر نماز را به امامت مفتح برگزار کرد و به اولین تظاهرات چند ده هزار نفری پرداخت در این راهپیمایی مردم دعوت به راهپیمایی دیگری در ۱۶ شهریور شدند. در روز ۱۶ شهریور ماموران حکومت پهلوی مفتح را به شدت مضروب کردند و روز بعد وی را دستگیر و به مدت دو ماه در زندان انداختند.

ادامه ی مطلب